
تشکیک و مراتب وجود
تبیین تفاوت تشکیک در وجود با وحدت شخصی وجود
این درس به بررسی دقیق مسئلۀ تمایز تشکیکی در وجود، در فلسفه ملاصدرا میپردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ سیوششم از سلسله دروس خارج اسفار، تأکید میکنند که مسئلۀ محوری این است که چگونه وجود، علیرغم دارا بودن حقیقت واحد که جنس و فصل در آن راه ندارد، دارای مراتب تشکیکی است؟ رابطۀ مراتب وجود، تباین رتبی ـ در مقابل تباین ماهوی ـ است و سپس چگونگی سازگاری وحدت حقیقی وجود و اصالت وجود با کثرت مراتبی را بررسی میکنند. در ادامه به تفکیک و تحلیل سه نحوۀ لحاظ وجود پرداخته و نسبت این لحاظها با مراتب وجود، به ویژه مرتبۀ اعلیٰ آن را بررسی میکنند. به طور خلاصه، استاد در این درس مناقشهای تخصصی پیرامون ماهیّت تشکیک در وجود، نحوۀ انطباق مفاهیم فلسفی بر مراتب آن، و نسبت این مراتب با حقیقت واجب الوجود، با ارجاع به دیدگاههایی در سنت حکمت متعالیه همچون آخوند و علامه طباطبایی ارائه میدهند.
تشکیک و مراتب وجود
3تطبیق مثال نور به وجود
آمدیم سراغ وجود، در [مسئله وجود] اینطوری که مذهب مرحوم آخوند است؛ البتّه در این مسئلۀ، در بعضی از جاها، یک نوع ابهامات و خَلَجانها و تذبذبها و تزلزلهایی را ما در فصولِ مباحث ایشان مشاهده میکنیم و [گویا] گاهی اوقات یکخورده سیمشان وصل میشد و مسئله را میکشاندند به حقیقت و گاهی اوقات هم [اتّصالشان] به آن کیفیّت نبود و دوباره میآمد روی مبنای خودش. خلاصه در لابهلای کلمات ایشان یک همچین چیزهایی هست.
تلمیذ: منشأ این اختلافات در تشکیک است. و میتوانیم بگوییم که بعضی اوقات مفاهیم را درنظر داشتند و بعضی اوقات مصادیق را.
استاد: بهطورکلّی در بحث تشکیک در وجود، بحث مفهوم برگشتش به مصداق است و هیچ تفاوتی ندارد.
تلمیذ: پس حقیقت واحد نداریم. اگر حقیقت واحد بود، اعیان خارجی [واحد] میشد؛ یعنی باید ببینیم که آیا عین خارجی قابل تشکیک است یا نیست؟
استاد: قابل تشکیک است.
تلمیذ: قابل تشکیک نیست، چون میخواهیم بگوییم که تشکیک دلالت بر تباین میکند.
استاد: ما هم میگوییم متباین است؛ [یعنی] مرتبۀ مادون، متباین با مرتبۀ عالی است.
تلمیذ: پس کثرت چگونه وحدت را تشکیل میدهد؟!
استاد: بهخاطر مراتب، کثرت را تشکیل میدهد و بهخاطر اصل حقیقتش وحدت را تشکیل میدهد.
تلمیذ: خب شما به تباین قائل شدید!
استاد: [این] تباین، تباین رتبی است نه تباین ماهوی. [یعنی] رتبةً تباین دارند، و این در همۀ ماهیّات همینطور است.
[منبابمثال] وقتی که از خورشید نور ساطع میشود و به سمت زمین میآید، در هر مرتبهای یک کیفیّت و یک رتبۀ خاصّ به خود را دارد که با رتبۀ بالا و پایین فرق میکند. شما [وقتی] که در کنار خورشید هستید، حرارت این مقدار و نور این مقدار و شعاع شمس این مقدار است، ولی وقتی که ما در اینجا هستیم این مسافات باعث شده است که این نور، درعین حفظ وحدت، در هر رتبهای یک کیفیّت خاص را بهخود بگیرد. یعنی این نور همان نور است، منتها در آنجا شدید بوده و در اینجا ضعیف شده است، حرارت و آن شدّت خودش را ازدست داده و ضعیف شده است؛ دوتا نشدهاند، [بلکه] یکی است. یعنی در حفظ وحدت، مراتب کثرت بهوجود میآید. اینها هم، همین را میگویند: درعین اینکه حقیقت وجود واحد است و ما قائل به وحدت حقیقی وجود و اصالت وجود هستیم و قائل به اشتراک معنوی وجود هستیم، با حفظ اینها هم وحدت و هم کثرت در اینجا ارتسام پیدا میکند.
