اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشکیک و مراتب وجود

تبیین تفاوت تشکیک در وجود با وحدت شخصی وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی دقیق مسئلۀ تمایز تشکیکی در وجود، در فلسفه ملاصدرا می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ سی‌و‌ششم از سلسله دروس خارج اسفار، تأکید می‌کنند که مسئلۀ محوری این است که چگونه وجود، علی‌رغم دارا بودن حقیقت واحد که جنس و فصل در آن راه ندارد، دارای مراتب تشکیکی است؟ رابطۀ مراتب وجود، تباین رتبی ـ در مقابل تباین ماهوی ـ است و سپس چگونگی سازگاری وحدت حقیقی وجود و اصالت وجود با کثرت مراتبی را بررسی می‌کنند. در ادامه به تفکیک و تحلیل سه نحوۀ لحاظ وجود پرداخته و نسبت این لحاظ‌ها با مراتب وجود، به ویژه مرتبۀ اعلیٰ آن را بررسی می‌کنند. به طور خلاصه، استاد در این درس مناقشه‌ای تخصصی پیرامون ماهیّت تشکیک در وجود، نحوۀ انطباق مفاهیم فلسفی بر مراتب آن، و نسبت این مراتب با حقیقت واجب الوجود، با ارجاع به دیدگاه‌هایی در سنت حکمت متعالیه همچون آخوند و علامه طباطبایی ارائه می‌دهند.

نسخه عربی

تشکیک و مراتب وجود

13
  • عدم انفصال قیود، از وجود باری تعالیٰ

  • [من‌باب‌مثال] الآن این منزل، را [آیا] همه اطاق‌هایش را دارید مشاهده می‌کنید؟ نه! شما یک اطاق بیشتر نمی‌بینید، درحالی‌که این خانه، اطاق‌های دیگری هم دارد، هال دارد، حیاط دارد، دوتا اطاق [دیگر] آنطرف دارد، زیرزمین دارد، آشپزخانه و جاهای دیگر دارد. اینکه شما مشاهده نمی‌کنید دلیل بر این نمی‌شود که شما اسم این خانه را فقط بر این اطاق اطلاق کنید و بر دیگری اطلاق نشود. به همۀ این اطاق‌ها و ازجمله این اطاق، منزل می‌گویند. حالا اینکه بنده نمی‌بینم، خب نبینم! این به ادراک من مربوط است و این نقص به من مربوط است، به اطلاق اسم منزل کاری ندارد. اسم منزل بر همۀ این محدوده اطلاق می‌شود. چشم من باید باز باشد تا ببینم. چرا نقص را برعهدۀ اسم و مسمیٰ می‌گذارم؟! آیا وجود باری تعالیٰ، جدای از این قیود است؟! یعنی آیا منفصل از این قیود است یا معیّت دارد؟ اگر معیّت دارد، پس خود این قیود هم خدا است.

  • تلمیذ: شدّت وجود را وقتی لحاظ کنیم، این قیود را یقیناً و واقعاً نمی‌گذارد!

  • استاد: نه، یک وقت نگذاشتن همان فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام است که می‌فرماید ـ در همین‌جا مرحوم نوری هم دارد ـ: «توحیدهُ تمییزهُ مِن خلقِه و حکمُ التمییزِ بینونَةُ صفةٍ لا بینونة عُزلةٍ.»1 صفت و عزلت را باید تشخیص بدهیم.

  • اینکه خدا لاحدّ است، معنایش این است که در حدّ نمی‌گنجد، نه‌اینکه این حدّ جزء او نیست؛ [در اینجا] دو مسئله است. یک وقت می‌گوییم: صفت لاحدّی با صفت محدودیّت دوتا است، یک وقت می‌گوییم: نه، این محدود، منعزل از آن لاحدّ است، خب اینکه شرک است، مثل بچه‌ای که از شکم مادر خارج می‌شود و دیگر ربطی به مادر ندارد، این محدودها هم از خدا جدا افتاده‌اند و برای خودشان عالمی را تشکیل داده‌اند، خود خدا هم در آنجا برای خودش عالمی تشکیل داده است. اسم آن عالَم خدا را، أعلیٰ مراتب تشکیک می‌گذاریم و در آنجا دیگر نه مَلکی هست و نه فَلکی هست و نه کلکی هست و هیچ چیز دیگری در آنجا وجود ندارد. در این عالمی که بقیّه تشکیل داده‌اند، مَلک و فلک و زمین و سماء و جنّ و انس و امثال‌ذلک هست. اینکه خلاف و شرک است و قطعاً باطل است! آنچه که در اینجا منظور است این است که آیا آن وجود واجبی که وجود اطلاقی است حدّ را هم در کنف خودش می‌گیرد یا نمی‌گیرد؟ اگر گرفت پس همه را واجب‌الوجود می‌گوییم، و آن وقت به این وجود اطلاقی می‌گوییم.

    1. بحار الأنوار، ج 4، ص 253.