اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشکیک و مراتب وجود

تبیین تفاوت تشکیک در وجود با وحدت شخصی وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی دقیق مسئلۀ تمایز تشکیکی در وجود، در فلسفه ملاصدرا می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ سی‌و‌ششم از سلسله دروس خارج اسفار، تأکید می‌کنند که مسئلۀ محوری این است که چگونه وجود، علی‌رغم دارا بودن حقیقت واحد که جنس و فصل در آن راه ندارد، دارای مراتب تشکیکی است؟ رابطۀ مراتب وجود، تباین رتبی ـ در مقابل تباین ماهوی ـ است و سپس چگونگی سازگاری وحدت حقیقی وجود و اصالت وجود با کثرت مراتبی را بررسی می‌کنند. در ادامه به تفکیک و تحلیل سه نحوۀ لحاظ وجود پرداخته و نسبت این لحاظ‌ها با مراتب وجود، به ویژه مرتبۀ اعلیٰ آن را بررسی می‌کنند. به طور خلاصه، استاد در این درس مناقشه‌ای تخصصی پیرامون ماهیّت تشکیک در وجود، نحوۀ انطباق مفاهیم فلسفی بر مراتب آن، و نسبت این مراتب با حقیقت واجب الوجود، با ارجاع به دیدگاه‌هایی در سنت حکمت متعالیه همچون آخوند و علامه طباطبایی ارائه می‌دهند.

نسخه عربی

تشکیک و مراتب وجود

7
  • استاد: نه، همان است، یکی است. مقام هو هویّت همان مقام عماء است، مقام عدم ظهور است، در آنجا دیگر مَظهر و ظهوری نیست. در آنجا حقیقتی است که نمی‌توان از آن حقیقت صحبت کرد و نمی‌توان به آن اشاره کرد و نمی‌توان خصوصیّتی در آن برشمرد. چون خصوصیّت در آنجا نیست، کیفیّت در آنجا نیست، [بلکه] آن مکیّفِ کیف و مکمّمِ کم و مُظهِر ظهورات است، [که می‌توان به آن اشاره کرد و در موردش صحبت کرد] ولی در اصل آن، ظهور معنا ندارد. رزقنا الله إن شاء الله! فعلاً ما حرفش راغ می‌زنیم.

  • تلمیذ: پس لابشرط مقسمی و قسمی را می‌توان تفکیک کرد؟ به این معنا که در مقام عماء اصلاً لابشرط و بشرط‌لا و بشرط شیء لحاظ نمی‌شود.

  • استاد: بله، از آن تعبیر به بشرط‌لا و بشرط عدم ظهور می‌کنند.

  • پس بنابراین بر طبق مبنای مرحوم آخوند که قائل به مراتب تشکیک‌اند، اگر خود حقیقت وجود بخواهد بنفس حقیقتِه تعیّن پیدا کند، این حقیقت وجود؛ یا باید به لابشرط تعیّن پیدا کند، یعنی همان حقیقت و وجودی که همۀ اشیاء را در خارج می‌گیرد، هم مَظهر را، هم مُظهِر را، هم ظهور را، هم محدود را، هم حدّ را و هم لاحدّ را [و] همه این‌ها را می‌گیرد؛ [که] عبارت از نفس تعیّن اعیان خارجی است؛ این لابشرطی است که ما در اینجا اخذ کرده‌ایم.

  • دوّم [اینکه] سراغ مراتب وجود آمدیم. وجود در مراتب خودش هم ـ همان‌طوری که دیروز عرض شد ـ دارای خصوصیّات مختلفی است؛ در مرتبۀ شدید، یک رتبۀ از وجود را به‌وجود می‌آورد، در مرتبۀ ضعیف، رتبۀ دیگری را به‌وجود می‌آورد و همان‌طور که خدمتتان عرض شد؛ علّت و منشأ، جعل است و همۀ اینها جنبۀ آیاتی و حکایی از تشخّص دارند. بله، ما می‌توانیم اینها را به‌عنوان امتیاز قلمداد کنیم که این رتبه، وسیله و علّت امتیاز این از سایر رتبه‌های دیگر است. همان‌طوری که در ماهیّات [هم] همین‌طور است؛ ماهیّت زید، علّت امتیاز این از [بقیّه] است ولی تشخّص چیز دیگری است. یعنی تشخّص به [‌واسطۀ] ماهیّت نمی‌آید. ماهیّت موجب امتیاز است؛ چطور اینکه خود ماهیّات از همدیگر ممتاز است. [مثلاً] ماهیّت غنم از ماهیّت بقر امتیاز دارد، ماهیّت انسان از ماهیّت حیوان امتیاز دارد. این‌طور ما می‌توانیم بگوییم که خود ماهیّاتی که ممتاز هستند موجب امتیاز وجود می‌شوند امّا آنچه در مرتبۀ اول باعث شده است که این وجود در خارج تشخّص پیدا کند، جعل است، و جعل تعلّق به این محدودیّت گرفته است، و به‌واسطۀ جعل ماهیّت را انتزاع می‌کنیم، یعنی تأخّر رتبی از آن موجود دارد.