اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشکیک و مراتب وجود

تبیین تفاوت تشکیک در وجود با وحدت شخصی وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی دقیق مسئلۀ تمایز تشکیکی در وجود، در فلسفه ملاصدرا می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ سی‌و‌ششم از سلسله دروس خارج اسفار، تأکید می‌کنند که مسئلۀ محوری این است که چگونه وجود، علی‌رغم دارا بودن حقیقت واحد که جنس و فصل در آن راه ندارد، دارای مراتب تشکیکی است؟ رابطۀ مراتب وجود، تباین رتبی ـ در مقابل تباین ماهوی ـ است و سپس چگونگی سازگاری وحدت حقیقی وجود و اصالت وجود با کثرت مراتبی را بررسی می‌کنند. در ادامه به تفکیک و تحلیل سه نحوۀ لحاظ وجود پرداخته و نسبت این لحاظ‌ها با مراتب وجود، به ویژه مرتبۀ اعلیٰ آن را بررسی می‌کنند. به طور خلاصه، استاد در این درس مناقشه‌ای تخصصی پیرامون ماهیّت تشکیک در وجود، نحوۀ انطباق مفاهیم فلسفی بر مراتب آن، و نسبت این مراتب با حقیقت واجب الوجود، با ارجاع به دیدگاه‌هایی در سنت حکمت متعالیه همچون آخوند و علامه طباطبایی ارائه می‌دهند.

نسخه عربی

تشکیک و مراتب وجود

12
  • در مسئلۀ وجود هم اگر شما نگاه بکنید، از این وجود مادّی ما بالا نمی‌رویم. [بلکه] ما داخلش می‌رویم، [ازاین‌رو] یک وجود قابل کون و فساد است که وجود مادّی است و صورت و مادّه و جنس و فصل و... دارد. مسئلۀ دیگر [این است که] آن، یک صورت نوعیِه و یک صورت مثالیّه دارد که داخل در آن است. از آن جلوتر که برویم [می‌بینیم] که آن یک حقیقت جوهریّه و تجّردیّه دارد که داخل در آن است، و همین‌طور وقتی جلو برویم، به یک نقطه‌ای می‌رسیم که در آنجا همین شیء با تمام اشیاء دیگر، یک حقیقت واحده را تشکیل می‌دهد که آن نقطه واجب‌الوجود است. اینجاست که مرحوم آقای حدّاد به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ می‌فرمودند: «اگر صورت مُهریّت را از این مهر بگیرید، واجب‌الوجود می‌شود.» بالا برویم ما داخل همین سیر می‌کنیم.

  • اشتباه بودن اطلاق بشرط‌لا بر واجب‌الوجود

  • وقتی که به این نکته رسیدیم متوجّه می‌شویم که اصلاً بشرط‌لایی نداریم. بشرط‌لا، یک اصطلاح غلطی است که به واجب‌الوجود اطلاق می‌شود. آن مقام هو هویّت و مقام بالصّرافه و واجب‌الوجود را باید به لابشرط اطلاق کرد. روی این حساب تمام مراتب تشکیک کنار می‌رود.

  • این حذف قیود است، نه عدم لحاظ قیود؛ چون یک وقت عدمِ لحاظ القیود است و این قید مانع برای آن است، این بشرط‌لا می‌شود، امّا یک وقت می‌گوییم: خود این قید هم داخل در وجود واجب‌الوجود است. خود این قید از کجا آمده است؟! پس دیگر قیدی نداریم!

  • تلمیذ: این به‌لحاظ عالم اثبات است نه به‌لحاظ عالم ثبوت؛ چون در عالم ثبوت یک چیز بیشتر نیست.

  • استاد: همان عالم ثبوت را تصوّر کنید؛ مگر این عالم ثبوت به صور مختلف درنیامده است؟! در اینجا عالم اثبات با ثبوت فرق می‌کند، و ما باید ببینیم که منظور از ثبوت چیست؟

  • در عالم ثبوت یک حقیقت وجود داریم که آن حقیقت وجود، همین چیزی است که مشاهده می‌کنیم و مشاهده نمی‌کنیم؛ یعنی یک‌هزارم آن را مشاهده می‌کنیم و نهصد و نود و نه‌تای دیگر را مشاهده نمی‌کنیم؛ به همۀ اینها حقیقت وجود می‌گویند.