اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشکیک و مراتب وجود

تبیین تفاوت تشکیک در وجود با وحدت شخصی وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی دقیق مسئلۀ تمایز تشکیکی در وجود، در فلسفه ملاصدرا می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ سی‌و‌ششم از سلسله دروس خارج اسفار، تأکید می‌کنند که مسئلۀ محوری این است که چگونه وجود، علی‌رغم دارا بودن حقیقت واحد که جنس و فصل در آن راه ندارد، دارای مراتب تشکیکی است؟ رابطۀ مراتب وجود، تباین رتبی ـ در مقابل تباین ماهوی ـ است و سپس چگونگی سازگاری وحدت حقیقی وجود و اصالت وجود با کثرت مراتبی را بررسی می‌کنند. در ادامه به تفکیک و تحلیل سه نحوۀ لحاظ وجود پرداخته و نسبت این لحاظ‌ها با مراتب وجود، به ویژه مرتبۀ اعلیٰ آن را بررسی می‌کنند. به طور خلاصه، استاد در این درس مناقشه‌ای تخصصی پیرامون ماهیّت تشکیک در وجود، نحوۀ انطباق مفاهیم فلسفی بر مراتب آن، و نسبت این مراتب با حقیقت واجب الوجود، با ارجاع به دیدگاه‌هایی در سنت حکمت متعالیه همچون آخوند و علامه طباطبایی ارائه می‌دهند.

نسخه عربی

تشکیک و مراتب وجود

11
  • فرض کنید که شما یک تابلو را مشاهده می‌کنید، یک وقت نگاهِ شما به این تابلوی [نقّاشی]، نگاه یک طفل پنج یا هفت ساله است؛ [در این صورت می‌گویید] به‌به آقا جان ببینید چقدر رنگ‌های قشنگی دارد، یچه اصلا به جمال و نقش اثر، توّجه ندارد؛ آنچه چشم بچه را به خود جلب می‌کند فقط رنگ‌هایی‌ست که روی این تابلو است. [بچه] چیز دیگری نمی‌فهمد، خصوصیّات را نمی‌فهمد. [مثلاً اگر] شما یک خطّ میرعماد را جلوی یک بچه بگذارید، او غیر از سیاهی چیزی نمی‌فهمد و به این دقّت‌های عجیب و غریب [توجّهی ندارد]. البتّه از میر[عماد] بالاتر هم آمده است؛ خطّ میرزا غلام‌رضا کلهر از میر [عماد] بالاتر بوده است. به اعتقاد من، رودست ندارد! یعنی من معتقد هستم که تابه‌حال کسی مثل او نیامده است! [ایشان] ظاهراً از اطرف کرمانشاه بوده و خیلی خطّ عجیبی [هم] داشته و به «یا علی مددی» هم امضاء می‌کرده است. خلاصه خیلی غیرعادی بوده است! [البتّه] همۀ اینها ظهورات خدا است.

  • الآن یک بچه در یک تابلو اگر نگاه کند، چیزی نمی‌بیند، فقط سیاهی می‌بیند، یا فرض کنید که فقط یک مقداری نقش و رنگ و رنگ‌آمیزی می‌بیند. امّا وقتی که شما نگاه بکنید، علاوه بر رنگ آمیزی‌ای که در مرتبۀ اول به ذهن شما رسیده است و [اینکه] این نقّاش از رنگ‌های مختلف زرد، سبز، قرمز و سیاه استفاده کرده است، آن عکسی که در آن هست نظر شما را جلب می‌کند. پس شما حرکت و سیر کردید و به یک مرتبۀ دیگر رسیده‌اید. این مرتبه دوّم شد.

  • در مرتبۀ سوّم ظرافت عکس شما را می‌گیرد. یک وقت ممکن است یک عکس شما را بگیرد، یک وقت نه، ظرافت عکس شما را می‌گیرد. و شما یک مرتبه داخل آن شده‌اید. بعد شما نگاه می‌کنید و می‌بینید که این نقّاش در این نقش، از خصوصیّاتی که آمده به خرج داده است، این کارهایی که انجام داده چه منظوری داشته است؟ خلاصه چه تصوّری از این رنگ‌آمیزی‌ها داشته است؟ [خصوصاً] اگر یک‌مقدار روانکاو هم باشید می‌گویند که از رنگ‌ها پی می‌برند به اینکه [نقّاش] چه انگیزه‌ای داشته است؛ آیا وقتی که نقّاش این نقش را داشته می‌کشیده خوشحال بوده یا غم داشته است؟ [و یا اینکه] در چه وضعیتی بوده، آیا فقیر بوده است یا غنی؟ اینها را شما از لا به لای این نقش هم می‌توانید به‌دست بیاورید. بعد ممکن است که شما از این نقش به موقعیّت زمان [او] پی ببرید؛ این نقشی که الآن در اینجا کشیده در چه زمانی بوده است؟ اوضاع سیاسی آن زمان به چه نحو بوده است؟ اینها مسائلی است که تودرتوی هم قرار دارد و بالای هم قرار ندارد. بیشتر از یک تابلو نیست ولی اینها تودرتویِ هم هستند. همینطور یک صورت ظاهر دارد و بعد پرده‌هایی دارد، تااینکه انسان به آن حقیقت می‌رسد.