
تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود
نقد دیدگاه مشهور و بیان نظریّه مختار در باب علّت تشخّص وجود
این درس به بررسی علّت تشخّص در وجود میپردازد و دیدگاههای مختلف را مطرح میکند. استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیوپنجم از سلسله دروس خارج اسفار، میفرمایند: تشخّص در وجود طولی، ناشی از مراتب شدّت، ضعف، تقدّم و تأخّر است؛ درحالیکه در وجود عرضی، اعراض، تنها حکایت از تشخّص میکنند و علّت آن نیستند. مراتب وجودی در وجود منبسط، خود مقوّم تشخّص آنهاست. در پایان درس، استاد نظر تحقیقی خود را چنین ارائه میکند که تقدّم و تأخّر فقط حاکی از تشخّص هستند نه علّت آن.
تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود
10پس علّت برای تشخّص رتبه شد یا علل و عوامل؟ آن علل و عوامل خارجی، علّت تشخّص است نه رتبه. وقتی آن علل و عوامل خارجی، این را در آن رتبه نگه داشت آنموقع کشف میکنیم که این بخار باید در این رتبه باشد تااینکه تشخّص پیدا کند. یعنی رتبه، کاشف و حکایت و امارۀ برای تشخّص است نه علّت آن. علّت نیست! علّت، آن نسبت و ارتباط بین علّت و معلول است. اینگونه نیست که چون علّت بالاتر است پس علّت برای معلولی است. اقتضای ذاتی علّت، تأثیر گذاشتن در معلول است و چون اقتضاء ذاتی دارد کشف میکنیم که باید بالاتر باشد. بالاتر بودن، یک جنبۀ نسبی است. وقتی یک شیء جنبۀ علیّت نسبت به معلول داشت و این جنبۀ علیّت را اعمال کرد و معلولی از آن بهوجود آمد، این اقتضاء ذاتیِ علّت در معلول است که موجب تعیّن معلول و تحقّق خارجی و بهوجود آمدن عین خارجی معلول است. وقتی که اینگونه شد، عقل میگوید: تا یک شیء در مرتبۀ اقوائیّت از شیء دیگر نباشد نمیتواند تأثیر کند و تا یک شیء در مرتبۀ مافوق از شیء دیگر نباشد نمیتواند مؤثر باشد. لذا همیشه میبینید که مرد جنبۀ فاعلی دارد، چون همیشه در رتبۀ مافوق از زن قرار دارد.
يک وقت ما به شيراز داشتيم مىرفتيم ديديم که مهماندار هواپيما دائماً مىگويد خانمها و آقايان، شب بخیر، صبح بخير و از این چیزها. يا مثلًا يک ربع مانده به شيراز، و از اين قبيل امور، صندلى او جلوى ما بود و ما هم گاه گاهى با ايشان مىخنديديم، وقتى خواستيم پياده شويم- گفتم: آقا! چيزى در دل من عقده شده است- حالا، همه مردم هم ايستادهاند-. اين همه گفتيد خانمها و آقايان؛ آخر مگر ما مردها آدم نيستيم، آخر مگر ما مردها هم دل داريم، يک بار هم بگو، آقايان و خانمها او هم گفت: آقايان و خانمها. يک مرد ريش تراشيدهاى هم بود، گفت: حاج آقا! قربان دهانت بروم. يک خانمى هم از اين حرف بدش آمد و گفت: نه! خير. گفتم: هر چه مىخواهيد بگوييد؛ آقايان که بالاى خانمها هستند.
