
تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود
نقد دیدگاه مشهور و بیان نظریّه مختار در باب علّت تشخّص وجود
این درس به بررسی علّت تشخّص در وجود میپردازد و دیدگاههای مختلف را مطرح میکند. استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیوپنجم از سلسله دروس خارج اسفار، میفرمایند: تشخّص در وجود طولی، ناشی از مراتب شدّت، ضعف، تقدّم و تأخّر است؛ درحالیکه در وجود عرضی، اعراض، تنها حکایت از تشخّص میکنند و علّت آن نیستند. مراتب وجودی در وجود منبسط، خود مقوّم تشخّص آنهاست. در پایان درس، استاد نظر تحقیقی خود را چنین ارائه میکند که تقدّم و تأخّر فقط حاکی از تشخّص هستند نه علّت آن.
تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود
8آیا بالاتر از عالم مثال هم تشخّص داریم یا نداریم؟ بله، داریم. همۀ این مسائل کلّیه و بدون صورت که به ذهن شما وارد میشود. [منبابمثال] همین مسائل ریاضی که مسئلۀ کلّیۀ بدون صورت است، هم تشخّص دارد. شما در ذهنتان احساس میکنید که چنین قضیهای در ذهن شما انجام شد یا نشد؟ درحالیکه صورت ندارد. شما یک قضیّۀ ریاضی را بدون صورت در ذهنتان حل میکنید، یک قضیّۀ جبری و یک معادله را در ذهنتان حل میکنید بدون اینکه بگویید آن معادله صورت دارد. یا [منبابمثال] بدون اینکه در ذهن شما زنی یا فرزندی بیاید و بدون اینکه حسن و تقی و یا شخص دیگری بیاید، صرف یک قضیّۀ کلّیه میآید؛ این دیگر صورت مثالی ندارد و این مافوق مثال است و مربوط به ذهن شما است.
حالا بالاتر میرویم، آنچه مربوط به عقول است و مربوط به عوالم ربوبی است و آنچه مربوط به عقول مفارقه و مفارقات نوریه است، همۀ اینها تشخّصات خارجی دارند، منتها این تشخّصات خارجی صورت و مادّه و جنس و فصل و امثالذلک [نیستند].
تلمیذ: تشخّص همان تحقّق است؛ حالا آیا آن تحقّق با تعیّن است یا بدون تعیّن؟
استاد: تحقّق، بدون تعیّن معنا ندارد. تعیّن واجبالوجود عین تحقّق و عین وجود او است، تعیّن او عین ماهیّت اوست. «الحقُ ماهیّته انیّته»1 ماهیّت یعنی تعیّن ماهیّتش که همان انیّتش است، همان عین خارجی، واقعیتش هم همین است. اصلاً عین خارجی، فقط ذاتِ حق است.
تلمیذ: پس این بحث مراتب باید جمع بشود. بحث تشخّص هم به همان علّت فاعلی برگردد و بگوییم: این همان ظهور حق است که در هر مرتبهای ظهور پیدا کرده است؟
استاد: ما همین را میگوییم. ظهور حق به جای خودش محفوظ است اما این ظهور حق مراتبی دارد و بالأخره حق در مظاهر مختلف جلوهگر شده است. آیا شما از آدم زیبا خوشتان میآید یا از آدم زشت؟ در اینجا نمیگویید: این حق است بلکه میگویید: من این را میخواهم! اینکه میگویید: من این را میخواهم، یعنی این مظهر از آن مظهر امتیاز دارد و این تشخّص با آن تشخّص افتراق دارد. چون ذوق سلیم و طبع لطیف و ظریف سرکار عالی و متعالی فیض آسا اقتضا میکند که چون خودتان جمیل هستید و یحبّ الجمال [هستید] لذا به آن جمیل رغبت بیشتری دارید. ما اسم تمام اینها را تعیّن، امتیاز، تخصّص، تشخّص و یا تحقّق میگذاریم. بله، در اینکه اینها ظهورات حق هستند حرفی نداریم منتها ظهورات حق مختلف هستند؛ یا ظهور حق در مرتبۀ نور است یا ظهور حق در مرتبۀ ظلمت است یا ظهور حق در مرتبۀ عقل یا ظهور حق در مرتبۀ نفس یا ظهور حق در تجرّد محض است، یا ظهور حق در مادۀ محض است که همان صورت و مادّه است. مثلاً آجر ظهور حق است، آن مُثل نوریّه هم ظهور حقاند.
- رجوع شود به الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 96.
