
تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود
نقد دیدگاه مشهور و بیان نظریّه مختار در باب علّت تشخّص وجود
این درس به بررسی علّت تشخّص در وجود میپردازد و دیدگاههای مختلف را مطرح میکند. استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیوپنجم از سلسله دروس خارج اسفار، میفرمایند: تشخّص در وجود طولی، ناشی از مراتب شدّت، ضعف، تقدّم و تأخّر است؛ درحالیکه در وجود عرضی، اعراض، تنها حکایت از تشخّص میکنند و علّت آن نیستند. مراتب وجودی در وجود منبسط، خود مقوّم تشخّص آنهاست. در پایان درس، استاد نظر تحقیقی خود را چنین ارائه میکند که تقدّم و تأخّر فقط حاکی از تشخّص هستند نه علّت آن.
تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود
7تلمیذ: آیا تشخّص به معنای تحقّق، و مواقع کثرات به معنای امتیاز است؟
استاد: هیچ فرقی بین تمیّز و تشخّص و تخصّص نیست. البتّه میتوانیم امتیاز را از آثار تشخّص بدانیم؛ یعنی وقتی یک شیء متشخّص شد، تبعاً از مابقی امتیاز دارد، حالا یا امتیاز به فصل دارد یا امتیاز به نوع دارد، یعنی امتیاز به جنس دارد. ولیکن تشخّص و تخصّص خیلی با هم فرق ندارند.
تلمیذ: تشخّص یک امر ذاتی است.
استاد: امتیاز هم یک امر ذاتی است، در ذاتی بودن فرقی نمیکنند. لیکن ما سراغ علّت میگردیم که علّت تشخّص چیست؟
تلمیذ: وقتی ذاتی شد دیگر علّت نمیخواهد؟
استاد: بله، آن وجود قبل از تشخّص، منبسط است و تعیّن ندارد و قابل اشاره نیست و مرتبه و رتبه ندارد و دیگر علّت و معلول معنا ندارد. تمام اینها در وقتی است که آن عقل فعّال بخواهد تحقّق خارجی پیدا کند؛ آنجا است که این اوصاف بر آن حمل میشود که آیا مثلاً عقل فعّال بالاتر است یا عقول مفارقه؟ و اینکه کدام جنبۀ علّی دارند؟
طرح دو نوع از تشخّص در مراتب وجود
تلمیذ: آیا خود آن مطلق بودن، برایش تشخّص نیست؟!
استاد: در بحث روزهای قبل عرض کردیم که یکوقت وجود بنفسه و بحقیقته تشخّص دارد که این تشخّص واجبالوجود است، یعنی واجبالوجود در مقام هوهویّتش تشخّص دارد؛ چون الشیءُ ما لمْ یتشخّص لم یوجد و چون واجبالوجود، وجود است و اصلُ الوجود و موجود بذاته مستغنی از غیر است پس نفس وجود، موجب تشخّص و موجودیّت خودش است که از آن صرف نظر کردیم. حالا سراغ مراتب پایینتر میرویم و میگوییم: تشخّص مراتب طولیّه به چیست؟ آنها جنس، فصل، صورت، مادّه، وضع، سایه و... ندارند پس به چه چیزی تشخّص دارند؟ بالأخره آیا وجود خارجی دارند یا ندارند؟ حتی آنچه در خواب میبینیم هم وجود خارجی دارد؛ منتها وجود خارجی مثالی ولی بالأخره تشخّصی دارد، [منبابمثال] وقتی شما زید بن ارقم را در خواب میبینید، میگویید: دیشب زید بن ارقم را در خواب دیدم نه قصّاب یا بقّال یا کوزهگر محله را. پس این تشخّص را در خواب احساس میکنید و حکمی بر آن حمل میکنید و ترتیباثر میدهید، به دنبالش در بیداری میروید، شما را راهنمایی میکند که این کار را بکن و این کار را نکن؛ اینها بهخاطر تشخّص خارجی است و خیال نیست. اینها مربوط به عالم مثال است.
