اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود

نقد دیدگاه مشهور و بیان نظریّه مختار در باب علّت تشخّص وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی علّت تشخّص در وجود می‌پردازد و دیدگاه‌های مختلف را مطرح می‌کند. استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌پنجم از سلسله دروس خارج اسفار، می‌فرمایند: تشخّص در وجود طولی، ناشی از مراتب شدّت، ضعف، تقدّم و تأخّر است؛ درحالی‌که در وجود عرضی، اعراض، تنها حکایت از تشخّص می‌کنند و علّت آن نیستند. مراتب وجودی در وجود منبسط، خود مقوّم تشخّص آنهاست. در پایان درس، استاد نظر تحقیقی خود را چنین ارائه می‌کند که تقدّم و تأخّر فقط حاکی از تشخّص هستند نه علّت آن.

نسخه عربی

تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود

3
  • اما گاهی‌اوقات اعراض را بشرط‌لا اخذ می‌کنند، یعنی نفسُ العرض را به‌عنوان عرضیّت و بدون حمل او بر موضوع در نظر می‌گیرند و آن را تنها و بدون موضوع فرض می‌کنند و برای آن حساب جداگانه‌ای باز کرده و یک معنای استقلالی تصوّر می‌کنند. در این‌صورت بر موضوع حمل نمی‌شود مگر به حمل مواطات و اشتقاق و امثال‌ذلک؛ [من‌باب‌مثال] در «زیدٌ عدلٌ» می‌گوییم: «زیدٌ ذوعدلٍ» چون عدل بشرط‌لا اخذ شده است. پس «زیدٌ عدلٌ» معنا ندارد مگر اینکه عدل را به معنای عادلٌ بگیریم و[یا] ‌لابشرط.

  • درهرصورت، به اعراض تسعه‌ای که بشرط‌لا اخذ شده‌اند، به‌لحاظ استقلالی نگاه می‌کنیم و وقتی که لحاظ، لحاظ استقلالی شد ـ همان‌طور که مرحوم حاجی در حاشیه می‌فرمایند ـ چگونه ممکن است که مشخِّص برای وجود شود؟! چون عرض بعد از تحقّق موضوع عارض می‌شود نه قبل از آن. و [حالا] فرض ما این است که وجود منبسط به چه نحو تشخّص پیدا می‌کند؟ ما سراغ علّت می‌گردیم، نه‌اینکه ببینیم حالاکه این وجود تشخّص پیدا کرد چه عوارضی بر آن حمل می‌شود؛ چون بالأخره این وجود در مکان و زمان است، و بروز زمان، مکان، متی، أین، اضافه، جده و... رتبةً بعد از تحقّق موضوع است. یعنی وجود رتبةً باید تحقّق پیدا کند نه زماناً. و تقدّم موضوع بر اعراض تقدّم طبعی است نه تقدّم خارجی. بنابراین در اینجا این اعراض نمی‌توانند مشخِّص باشند.

  • عدم علیّت اعراض نسبت به تشخّص وجودات

  • آن‌وقت اینها فقط جنبۀ حکایی دارند و علّت برای تشخّص نیستند. یعنی اگر وجودی در خارج تحقّق پیدا کند، صرف وجودش و بودنش در زمانِ خاص، حکایت از یک وجود می‌کند؛ نه‌اینکه بودن در این زمان، علّت وجود زید بشود، علّت چیز دیگری است. بله، وقتی که در این زمان تشخّص پیدا کرد ما از بودن زید در این زمان، از بودن زید در این مکان و از بودن زید به اضافه نسبت به این جهات، پی‌می‌بریم که زید باید تحقّق خارجی داشته باشد. آیا سواد و بیاض علّت وجود زید هستند یا نه، موضوعیّت زید علّت برای وجود سواد و بیاض است که لابشرط اخذ شده است؟ بنابراین نمی‌توانیم اعراض را ـ چه بشرط‌لا و چه لابشرط ـ‌ علّت برای تشخّص بدانیم. و همان‌طور که مرحوم حاجی در اینجا اشاره‌ای کرده‌اند، اعراض جنبۀ حکایی دارند و حق هم با مرحوم حاجی است. ایشان متوجّه این نکته بوده‌اند.