اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود

نقد دیدگاه مشهور و بیان نظریّه مختار در باب علّت تشخّص وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی علّت تشخّص در وجود می‌پردازد و دیدگاه‌های مختلف را مطرح می‌کند. استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌پنجم از سلسله دروس خارج اسفار، می‌فرمایند: تشخّص در وجود طولی، ناشی از مراتب شدّت، ضعف، تقدّم و تأخّر است؛ درحالی‌که در وجود عرضی، اعراض، تنها حکایت از تشخّص می‌کنند و علّت آن نیستند. مراتب وجودی در وجود منبسط، خود مقوّم تشخّص آنهاست. در پایان درس، استاد نظر تحقیقی خود را چنین ارائه می‌کند که تقدّم و تأخّر فقط حاکی از تشخّص هستند نه علّت آن.

نسخه عربی

تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود

6
  • این مسئله تاحدودی اشکال را در سلسله طولیّه برطرف می‌کند و موجب می‌شود که تشخّص را به شدّت و ضعف و یا به تقدّم و تأخّر نسبت بدهیم؛ به این نحوه؛ آن وجودی که خداوند از جنبۀ تجرّدی در آن بیشتر قرار داده است و جنبۀ تجرّدی‌اش شدیدتر است، همان شدّت تجرّدی نوریّه تشخّص آن را به‌وجود آورده است. بنابراین عقول مفارقه، ملائکه و تعبیرات مخلتفه‌ای که در این زمینه شده است حکایت از این نکته می‌کنند که اگر وجودی در مرتبۀ مافوق قرار دارد به این علّت است که شدّت تجرّدی وجودیّۀ آن، اقتضای این را می‌کند و چون وجود آن مجردتر است لذا مافوق مرتبۀ پایین‌تر قرار دارد. 

  • علّت وقوع شدّت و ضعف در وجود

  • پس شدّت تجرّد عبارت است از تشخّص آن؛ به‌نحوی که اگر آن شدّت را بردارید، هیچ چیزی باقی نمی‌ماند، فقط همان وجود منبسط باقی می‌ماند و اصلاً در اینجا رتبه‌ای نیست، و یا اگر آن مرتبۀ مادون را بگیرید دیگر چیزی باقی نمی‌ماند و همه یکی می‌شوند. 

  • چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شد***موسیی با موسیی در جنگ شد1
  • وقتی که این رنگ‌ها که عبارت است از اختلاف سلسلۀ طولیّه در تقدّم و تأخّر و شدّت و ضعف و بالا و پایین و تو و من برداشته شد، فقط یک وجود باقی می‌ماند و همه بر سر یک کاسه و بر سر یک سفره می‌نشینند. یک چیز است و همه چیز است، همه چیز است و یک چیز است. تمام این دعواها به‌خاطر شدّت نوریّه و تقدّم و تأخّر اوّلیت و اولویّت است. و همه به‌خاطر این است که من خودم را بالاتر می‌بینم و می‌گویم: من اوّلم! او می‌گوید: نه، من اوّلم! من از السابقونَ السابقونَ هستم! آن‌وقتی که ما خدمت آقا بودیم تو کجا بودی؟! تو در شکم مادرت بودی پس ما مقدّمیم! بابا جان! اینها که به تقدم و تأخّر کاری ندارد! این‌ها یک [دسته] مسائل دیگر است. [بعد دوباره می‌گوید:] نه ریش ما سفیدتر است! جوجه برو پی کارت! همۀ این حرف‌ها از کثرات است. به شما قول می‌دهم که اگر از مقام هو هویّت پایین بیاییم کثرت شروع می‌شود، تا به این دعواها برسد. منتها بعضی از کثرات، کثرات نوریّه است که حجاب‌های نور است و بعضی از کثرات، کثرات ظلمانی است که همین دعواها و حجاب‌های نفسانی را شامل می‌شود. أعاذنا الله من ذلک! ما خودمان بدتر از همه در این مسایل گیر کردیم!

    1. مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 21.