اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

تبیین اوصاف ذاتی و عرضی وجود و اثبات تساوق آن با تشخّص

0
اسفار
جلسات

در این جلسه از درس خارج اسفار به بررسی دو مفهوم «تشخّص» و «تخصّص» در فلسفه اسلامی پرداخته می‌شود.استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ و‌ چهارم می‌فرمایند: «تشخّص» به معنای ویژگی خاصّی است که هر موجود را از سایر موجودات متمایز می‌کند. ایشان سپس در مورد فنای اثباتی و ثبوتی سخن گفته و با تفکیک این دو نوع از فنا، شئون ذاتی و عرضی وجود را تبیین می‌فرمایند. در پایان از تشخّص مقام غیب الغیوبی در صقع ربوبی صحبت نموده و آن را توضیح می‌دهند.

نسخه عربی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

6
  • مراتب شدید و ضعیف عالَم

  • تلمیذ: آیا می‌توانیم بگوییم که منشأ همین انتزاع عقلی و تمییزی که در اعیان خارجی قائل می‌شویم همان شدّت و ضعف وجودی است؟ یعنی آیا خود شدّت و ضعف وجودی باعث شده است که انسان این تشارکات و تفارقات را در اعیان خارجی ایجاد کند و جنس و فصل را بیابد؟ اگر این‌طور بگوییم، در مفارقات نوریّه هم خود شدّت و ضعف سبب تمایز است؛ حالا اسمش را جنس و فصل نگذاریم بلکه چیز دیگری بگذاریم.

  • استاد: عوالم از نقطه‌نظر رتبه، دارای شدّت و ضعف هستند؛ رتبۀ عالم مثال، مافوق عالم مادّه و رتبۀ عالم ملکوت، مافوق عالم مثال است، و هر کدام از اینها نسبت به دیگری جنبۀ علیّت و نسبت به دیگری جنبۀ معلولیّت دارند. حالا صحبت در این است که آیا همان اختلافی را که در کون و فساد می‌بینیم در آنجا هم وجود دارد یا در اینجا فرق می‌کند؟ در آنجا هیچ تفاوتی وجود ندارد. [من‌باب‌مثال] در مفارقات نوریّه، عالم یک عقل با عالم عقل دیگر اختلافی ندارند یا در هویّت مراتب بالا و پایین اختلافی نیست، بلکه در آثارشان با هم اختلاف دارند؛ یعنی همۀ آنها نورند و لازمۀ نور پایین از نور بالاتر این است که در خصوصیّات نوریّه دارای اختلاف باشند؛ [پس] شدّت و ضعف در آنجا هست.

  • بیان مثال برای تبیین مراتب وجود

  • مثالی می‌زنم که از این نقطه‌نظر این قضیّه روشن بشود: ملائکۀ قابض ارواح دارای مراتبی هستند؛ یک مرتبه، مرتبۀ عزرائیل است که دارای قوایی است که به‌واسطۀ آن قوای کلّیه‌ای که دارد آن جهتِ انتزاع و انفصال و افتراق بین هویّات را می‌تواند تحصیل کند. او دارای ملائکه‌ای زیردست است که مراتب مادونی دارند. آنها هم دارای ملائکه‌ای هستند که زیردست آنها هستند. تا می‌رسد به ملائکه‌ای که از نقطه‌نظر تدبیر امور عالم در مرتبۀ مادونی قرار دارند. شکّی در این نیست که هر مرتبه‌ای مافوق مرتبۀ دیگر است و از نقطه‌نظر سعۀ وجودی بر آن مرتبۀ پایین برتری دارد. این سعۀ وجودی چه‌کاری از او ساخته است؟ آیا صرف اینکه عزرائیل یک ملک مقرّب است، مطلب تمام است؟! فرق بین عزرائیل و ملائکۀ مادون در چیست؟ اینکه اینها به امر او قبض روح می‌کنند به چه صورت است؟ ﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ﴾1 ﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾2 ﴿ٱللَهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِينَ مَوۡتِهَا﴾.3

    1. سوره سجده (32) آیه 11. معاد شناسی، ج 1، ص 201:
      «بگو (ای پیغمبر) که شما را می‌میراند و جان شما را می‌گیرد آن فرشتۀ مرگی که بر شما گماشته شده است و مأموریّت قبض روح شما را دارد.»
    2. سوره نحل (16) آیه 28. معاد شناسی، ج 1، ص 203:
      «آن دسته از مردمی که به نفس‌های خود ستم روا داشته‌اند، با فرشتگان قبض روح از راه مسالمت و صلح وارد شده است.»
    3. سوره زمر (39) آیه 42. معاد شناسی، ج 1، ص 202:
      «خداوند است فقط که همیشه جان‌ها را در هنگام مرگ می‌گیرد.»