اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

تبیین اوصاف ذاتی و عرضی وجود و اثبات تساوق آن با تشخّص

0
اسفار
جلسات

در این جلسه از درس خارج اسفار به بررسی دو مفهوم «تشخّص» و «تخصّص» در فلسفه اسلامی پرداخته می‌شود.استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ و‌ چهارم می‌فرمایند: «تشخّص» به معنای ویژگی خاصّی است که هر موجود را از سایر موجودات متمایز می‌کند. ایشان سپس در مورد فنای اثباتی و ثبوتی سخن گفته و با تفکیک این دو نوع از فنا، شئون ذاتی و عرضی وجود را تبیین می‌فرمایند. در پایان از تشخّص مقام غیب الغیوبی در صقع ربوبی صحبت نموده و آن را توضیح می‌دهند.

نسخه عربی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

7
  • مراتبی در اینجا هست؛ الله در مرتبۀ بالا، ملک‌الموت در مرتبۀ مادون و ملائکه دیگر در مرتبۀ أدون1 هستند. آنهایی که در این مراتب قرار دارند به‌واسطۀ این قدرت و به‌واسطۀ این ضعف، چه‌کار و چه آثاری از آنها برمی‌آید؟ اگر قرار باشد که ملائکۀ پایین همان کار ملک‌الموت را انجام بدهند، دیگر با ملک‌الموت چه‌کار داریم؟! پس ملک‌الموت برود و پایش را روی پایش بگذارد و بنشیند و فقط دستور بدهد که مثلاً زلزله بیاید، سیل بیاید، مرض ایدز و سرطان بیاید واین را فلان بکنید و دیگر کاری انجام ندهد! یا اینکه خدا در این وسط چه نقشی دارد؟! آیا فقط امر و نهی می‌کند؟! پس چرا باید انتساب این جهتِ توفّیٰ را به خدا بدهیم؟! خب خداوند فقط امر و نهی بکند که بروید این‌کار و آن‌کار را انجام بدهید!

  • در اینکه سعۀ وجودی پروردگار متعال یک سعۀ اطلاقی است و حد ندارد و لازمۀ اطلاق، اشتداد لا یتناهیٰ است بالنّسبه به ملک‌الموت که در مرحلۀ سعۀ مادونی قرار دارد، شکّی نیست. همین‌طور بالنسبه به ملک‌الموت که دارای سعۀ أوسعی است از سعۀ ملائکۀ مادون هم شکّی نیست. حالا به‌واسطۀ این جهت باید ببینیم که آیا نقش تکوینی برعهدۀ این سلسلۀ مراتب است یا [نقش] تشریعی؟ یعنی [آیا به‌این‌صورت است]که یکی به دیگری امر می‌کند که تو برو و این کار را انجام بده؟! [یعنی] مثل کارهایی است که در ادارات انجام می‌دهند؟! به‌این‌صورت که آقای مدیرکل هیچ کاری نمی‌کند، بلکه فقط پرونده را امضاء کرده و اصلاً خبر ندارد که در اداره‌اش چه می‌گذرد و وقتی که به او می‌گویند: در اداره دزدی شده است، می‌گوید: عجب! البتّه اگر خودش دزد نباشد!!

  • شخصی در طهران زمین می‌گرفت و به مردم فقیر و بیچاره اهدا می‌کرد! به او اعتراض کردند: «تو چطور این‌همه زمین را اهدا کردی؟!» گفت: «آیا اصلاً معقول است که این کارِ من باشد؟! این‌همه زمین داده شده است، اگر پای هر برگه، فقط یک امضا باشد، بیست و چهار ساعتِ یک شبانه‌روز، مرا کفایت نمی‌کند که آنها را یکی‌یکی امضاء کرده باشم!» بعد آهسته به بعضی‌ها گفته بود: «اینها آدم‌های احمقی هستند، وقتی من امضاء می‌کردم، یک‌مرتبه صدتا را با هم امضاء می‌کردم، نه‌اینکه پای هر پرونده یک امضا کنم! صدتا صورت [به نام] حسن، حسین، تقی، نقی، زید و عمرو در یک ورقه می‌آوردند و من زیر همۀ آن صورت‌ها یک امضا می‌کردم و اینها نمی‌فهمند!»

    1. یعنی از حیث مرتبه پایین‌تر، «حقیر‌تر» ر.ک: لغت نامه دهخدا. (محقق)