
تبیین تشخّص ذاتی وجود
تبیین اوصاف ذاتی و عرضی وجود و اثبات تساوق آن با تشخّص
در این جلسه از درس خارج اسفار به بررسی دو مفهوم «تشخّص» و «تخصّص» در فلسفه اسلامی پرداخته میشود.استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی و چهارم میفرمایند: «تشخّص» به معنای ویژگی خاصّی است که هر موجود را از سایر موجودات متمایز میکند. ایشان سپس در مورد فنای اثباتی و ثبوتی سخن گفته و با تفکیک این دو نوع از فنا، شئون ذاتی و عرضی وجود را تبیین میفرمایند. در پایان از تشخّص مقام غیب الغیوبی در صقع ربوبی صحبت نموده و آن را توضیح میدهند.
تبیین تشخّص ذاتی وجود
10تلمیذ: آیا اینها در یک لحظه انجام میشوند یا در لحظات مختلف؟
استاد: همهاش در یک لحظه انجام میشوند.
تلمیذ: آیا امکان دارد جنبۀ تفکیک در چند مرتبه باشد؟ یعنی ملائکۀ اول که در عالم مثال هستند و صفات مثالی را جدا کنند و بعد ملائکۀ دوم، تا عالم قیامت که خدا میآید و ذات را میگیرد؟
استاد: بله، همینطور است. البّته به این بستگی دارد که برای او چه تقدیری شده باشد، و ملائکه طبق آن دستبهکار میشوند.
این [مثال] مربوط به سیر طولی است. شما میتوانید همین را در مورد علم به عالم کون، علم به عالم مثال و در مورد علوم بالاتر و همینطور در مورد علم ذاتی و همینطور در مورد رزق و سایر صفات جمالیّه و جلالیّه در مورد جمال و جمال ظاهر و جمال بالاتر [جاری کنید؛] تا به مرتبهای که حتّی جبرائیل هم در آن مرتبۀ از جمال دیگر دستش خالی است و آنجا تجلّی خود حق و خود ذات حق میماند. بعضی از روایاتی که از پیامبر اکرم صلّی الله و علیه و آله هست به این معنا اشاره دارد،1 و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ هم این مطلب را فرمودهاند.2
مراتبی که در آن عوالم بالا وجود دارد، برحسب سعه و برحسب آن رتبهای که دارند دارای یک حقیقت هستند؛ اگرچه آثار آنها متفاوت است، حقیقت آنها واحد است. نور، نور واحد است [اما] شدّت و ضعف دارد. حیات، حیات واحد است اما شدّت و ضعف دارد. و ما در این عالم، اختلاف میبینیم. یعنی واقعاً بین حیوان و انسان اختلاف میبینیم، واقعاً بین شجر و حجر اختلاف میبینیم، واقعاً بین جماد و نبات اختلاف میبینیم. [اگرچه] این اختلاف در مرحلۀ مادون از وجود قرار دارد و در مرحلۀ نزول متمحّض شده است اما بنا بر اصطلاح مرحوم آخوند نمیتوانیم این را به شئون ذاتی خودِ وجود نسبت بدهیم؛ یعنی از شئون ذاتی وجود نیستند [بلکه] از شئون عرضی آن هستند. یعنی وقتی که وجود به این تعیّن متعیّن شده است، آنوقت این ماهیّات و این جنس و فصل را از آن انتزاع میکنیم.
- رجوع شود به من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 134 و 136؛ التوحید، شیخ صدوق، ص 268 و 269.
- رجوع شود به معاد شناسی، ج 1، ص 204 ـ 221.
