اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قاعده فرعیّت

تقریر محقق دوانی و نقد ملاصدرا

0
اسفار
جلسات

در این مجلس در مورد قاعده فرعیّت بحث می‌شود که ثبوت چیزی برای چیز دیگر، فرع بر ثبوت خود آن چیز است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در ادامۀ از سلسله دروس خارج اسفار، جلسه سی‌و‌سوم بیان محقق دوانی را دربارۀ قاعدۀ فرعیت، نقل می‌کنند؛ او این قاعده را مستلزم تأخّر ندانسته و آن را با مثالی توضیح داده و با این توضیح در صدد حلّ اشکال قاعده فرعیّت برمی‌آید. اما ملاصدرا با ردّ نظریّه دوانی، توضیح می‌دهد که این قاعده اساساً دربارۀ عروض عرض بر موضوع بوده و ارتباطی به بحث وجود و ماهیّت ندارد و لذا تخصّصا از محل بحث خارج است.

نسخه عربی

قاعده فرعیّت

5
  • شیء را برای همین ذکر می‌کنند والاّ درواقع اصلاً نباید شیء دخیل در مفهوم مشتقّ باشد.

  • این مسئله را تأییدی بر مطلب ایشان آورده‌اند که: «وجود همان عینیّت است و حقیقتی در اشیاء دارد، و شیء یا ماهیّت در آن دخالت ندارد.» پس بنابراین بین وجود و موجود از این نقطه‌نظر فرقی نیست؛ موجود همان وجود است منتها ترکیبش عوض شده است، قیافه‌اش عوض شده است، یک «میم» در ابتدایش آورده‌اند.

  • و کذا ما ذهَبَ إلیه بعضُ أجلّةِ المتأخّرین

  • «[و همچنین این مطلبی است که قائل شده‌اند آن را] بعضی از اجلّۀ متأخّرین»

  • و آن چیزی که ذکر فرمودند تأیید برای حرف‌ما است

  • من اتّحادِ العرضُ و العرضیِّ

  • آن چیزی ایشان فرمودند البته بعداً می‌آید1 که دیگر ما در موردش توضیح ندادیم که:

  • «عرض و عرضی همه با هم متّحدّ هستند.»

  • توضیح اتّحاد عرض و عرضی

  • یعنی اوّلاً و بالذّات عرضی بر عرض اطلاق می‌شود که [مثل] ابیض است بر بیاض، ثانیاً و بالعرض بر آن موضوع اطلاق می‌شود. وقتی که عرض و عرضی یکی بود بنابراین دیگر در اینجا بین موجود و وجود که عارض بر آن می‌شود اتّحاد است؛

  • و إن لم یکن متثبّتًا فیه؛2

  • «اگرچه در این مطلب تثبّت ندارد»

  • و ایشان در بعض موارد دیگر خلافش را فرموده‌اند.

  • وکذا ما أدّیٰ إلیه نظرُ الشیخِ الإلهیِّ فی آخرِ التلویحاتِ من أنّ النفسَ و ما فوقها من المفارقاتِ إنّیاتٌ صرفةٌ و وجوداتٌ محضةٌ.3و4

  • «تأیید سوم، نظر شیخ إلهی شهاب‌الدین سهروردی در آخر تلویحات است که ایشان این‌طور فرمودند: "نفس و آن چیزی که مافوق نفس است، یعنی مفارقات، انّیات صرفه و وجودات محضه هستند که اصلاً ماهیّت ندارند.»

  • یعنی تجرّد وجودی آنها به‌حدّی قوی است که اصلاً آن‌ها حدّ ندارند تا اینکه محدود به ماهیّات بشوند، یعنی به‌طورکلی آنها فقط انّیات صرفه و وجودات محضه هستند، یعنی فقط اشتداد وجودی دارند؛ به‌عبارت‌دیگر ما فقط می‌توانیم حدّ آنها را اشتداد و ضعف بگیریم. اشتداد و ضعف در وجود، حدّ برای آنها است نه‌اینکه ماهیّتی سوای آن اشتداد وجودی دارند و به‌واسطۀ آن ماهیّت، مختلفةُ الحقایق از متشارکات خودشان بشوند، نه [اینطور نیست].

    1. البتّه چون این مطلب بعداً می‌آید،* ما راجع به این توضیح ندادیم.
      *مجلس 47 یا 48، ص 14 عبارت: «و برای مخالفت داشتنش با سایر اعراض فی ان در اینکه وجود این اعراض فی نفسها عین وجودها لِلموضوع» عین وجودشان برای موضوع است یعنی خودشان وجود استقلالی ندارند، وجود بیاض جدای از وجود قرطاس نیست. بلکه وجود بیاض عین وجود برای قرطاس است. یعنی بین قرطاس و بین بیاض هیچ‌گونه اختلاف خارجی وجود ندارد «وجودها فی نفسها عین وجودها للموضوع » نه اینکه «وجودها فی نفسها عین وجود الموضوع»، ببینید این دوتاست.»
    2. الحاشیة القدیمة علی الشرح الجدید للتجرید (نسخۀ خطی)، محقّق دوانی، ص 46؛ شرح المنظومة، ج 4، ص 299، تعلیقه 47.
    3. رجوع شود به مجموعه مصنّفات شیخ اشراق، ج 1، التلویحات، ص 115 ـ 118.
    4. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 42.