
قاعده فرعیّت
تقریر محقق دوانی و نقد ملاصدرا
در این مجلس در مورد قاعده فرعیّت بحث میشود که ثبوت چیزی برای چیز دیگر، فرع بر ثبوت خود آن چیز است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در ادامۀ از سلسله دروس خارج اسفار، جلسه سیوسوم بیان محقق دوانی را دربارۀ قاعدۀ فرعیت، نقل میکنند؛ او این قاعده را مستلزم تأخّر ندانسته و آن را با مثالی توضیح داده و با این توضیح در صدد حلّ اشکال قاعده فرعیّت برمیآید. اما ملاصدرا با ردّ نظریّه دوانی، توضیح میدهد که این قاعده اساساً دربارۀ عروض عرض بر موضوع بوده و ارتباطی به بحث وجود و ماهیّت ندارد و لذا تخصّصا از محل بحث خارج است.
قاعده فرعیّت
11استاد: جنس الاجناس است.
تلمیذ: در این صورت وقتی میآییم بالا، جواهر قطعیّه مثل صور برزخیّه و اینها از این جهتش صحیح تر بود؟؟؟؟
استاد: بهطورکلّی ما نمیتوانیم در آنجا که ماهیّت بهعنوان جنس و فصل، وجود ندارد جوهر را بیاوریم. یعنی مرحلۀ جوهر، مرحلۀ جنس و فصل است؛ یعنی [جوهر] در هر چیزی است که ماهیّت دارد، و این [ماهیّت داشتن] تا صور برزخی و صور مثالی است. از آن بالاتر دیگر جوهری وجود ندارد. چون جوهر در زمینۀ جنس و فصل و ماهیّت است ولی در آنجا فقط حقیقت نوریّۀ وجود هست؛ امّا علیٰ حسبِ اختلافِ المراتب تعیّن پیدا میکند و ماهیّتش فقط صرف اختلاف مراتب است، دیگر جوهر در آنجا به چه لحاظی گفته بشود؟!
تلمیذ: جوهر را تقسیم میکنند به پنج تا، عقل و نفس و جسم و مادّه وصورت؛ پس این تقسیم دیگر درست نیست!
استاد: ما میتوانیم نفس را بهلحاظ تعلّقش به جسم، جوهر بنامیم. و در عقل هم وقتی عقول، عقولِ جزئیّه است، آن تجرّد کامل را ندارد؛ اگر عقول، عقول بسیطه باشد در اینصورت جوهر ندارد.
تلمیذ: پس این جوهری که برای ما تعریف کردن این کمال هست مشکلی پیدا نمیشود اگر اطلاق بر آن بگیریم اذا وُجدت، وُجدت لافی موضوع اگر این طور بگیرم شامل اینجا هم میشود بنابراین بحث روی فصل آن میشود.
استاد:یعنی خود جوهر.....
اللَهمّ صلّ علیٰ محمد و آلمحمد
اصطلاحات درس
1. قاعدۀ فرعیّت: اصل محوری بحث؛ ثبوت چیزی برای چیز دیگر، فرع بر ثبوت آن چیز دیگر است.
2. وجود: مفهوم بنیادین؛ در این متن، بحث بر سر نحوۀ تحقق و ارتباط آن با ماهیّت است.
3. ماهیّت: چیستی شیء؛ طرف دیگر بحث در مقابل وجود.
4. ثبوت: تحقق و استقرار؛ فعل کلیدی در قاعدۀ فرعیّت.
5. عروض: نحوه ارتباط وجود و ماهیّت (آیا وجود بر ماهیّت عارض میشود؟).
6. افراد وجود: وجودهای حقیقی و خارجی در مقابل صرف مفهوم.
7. حصص وجود: جلوههای مفهومی و ذهنی وجود که واقعیت خارجی ندارند.
