اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حصص مختلفۀ وجود

تقریر کلام میرسیّد شریف و محقق دوانی

0
اسفار
جلسات

در این درس به بررسی دیدگاه میرسید شریف در باب تحلیل معنای «مشتقات» فلسفی و نقد وارد بر آن پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ودوم از سلسله دروس خارج اسفار. شریف به مشکلاتی در تعریف رایج مشتقات مانند اینکه اگر «شیء» عام در معنای «ناطق» اخذ شود، عرض عام مقوّم فصل می‌شود اشاره کرده و ظاهراً معتقد است که «ناطق» به معنای «نطق لابشرط» است. ملاصدرا ضمن طرح دیدگاه سید شریف به عنوان مؤید، به تحلیل و نقد لوازم آن می‌پردازد؛ از جمله اشکالِ تبدیل شدن قضایای ممکنه به ضروریّه و ناکافی بودن راه حل «نطق لابشرط». استاد سپس استدلال می‌کند که «ناطق» ذاتاً بر دارنده صفت دلالت دارد و با فهم درست حمل و معنای لغوی، مشکلات اولیه قابل حل هستند و نیازی به راه حل مورد اشاره سید شریف نیست.

نسخه عربی

تبیین حصص مختلفۀ وجود

10
  • ایشان می‌گویند: اگر وجود فقط حصص باشد پس چرا وجود به لوازم متخالفۀ ماهیّات متّصف می‌شود؟! شما می‌گویید: وجودِ مستغنی، وجود فقیر، وجود ممکن، وجود واجب. اینکه می‌گوییم: وجود مستغنی و وجود فقیر و محتاج، این برای چیست؟ به‌خاطر این است که اگر قرار باشد [وجود] حصص باشد، حصص که تفاوتی در اینجا ندارد! حصص چیست؟[ عبارت است] از حیوان، فرض کنید وجود حیوان همۀ حیوانات را ازنظر مفهومی دربر می‌گیرد؛ وجود غنم، وجود بقر، وجود إبل، وجود ثَعلب(روباه)، همۀ اینها را دربر می‌گیرد. یک وجود که از نقطه‌نظر مفهومی تخالفی در او نیست. یک نوع، که از نقطه نظر تخالفِ اصناف، باعث نمی‌شود که در خود نوع تخالفی پیدا شود. انسان، انسان است؛ حالا چه سیاه‌پوست باشد، چه سفیدپوست باشد، و چه زرد و سرخ و هر نحو دیگری [اعم] از کوچک، بزرگ، زن، مرد، پیر و جوان. همه اینها در مفهوم انسانیّت باعث اختلاف نمی‌شوند. پس بنابراین، اگر قرار باشد که وجود، حصص باشد دیگر در خود آن وجود که اختلاف معنا ندارد! پس چرا ما خود لوازم متخالفۀ برای ماهیّات متخالفۀ در ماهیّت یا متخالفۀ در مراتب ـ بنا بر دو اصطلاح ـ را به خود وجود نسبت می‌دهیم؟! این به‌خاطر این است که فرد خارجی وجود با آن فرد مخالف است. [یعنی] این فرد خارجیِ وجود یک آثاری دارد، و آن فرد خارجی وجود، آثار دیگری دارد. این مستغنی است که می‌شود باری‌تعالیٰ و دیگری محتاج است [که] می‌شود ممکنات. چون با همدیگر فرق دارند پس وجود آنها هم با یکدیگر فرق دارند. این تخالف به وجود آنها برمی‌گردد، نه‌اینکه به ماهیّت آنها برمی‌گردد. و اصلاً خود وجود با هم مخالفت دارند؛ آن وجود مستغنی است و [این] وجود فقیر و محتاج است.

  • تلمیذ: اگر در ذاتشان با هم تفاوت داشته باشند آن‌وقت آیا با وحدت، منافاتی ندارد؟

  • استاد: کدام وحدت؟! اصل و حقیقتش یکی است؛ اگرچه در ماهیّتشان با هم مخالف هستند.