
تبیین حصص مختلفۀ وجود
تقریر کلام میرسیّد شریف و محقق دوانی
در این درس به بررسی دیدگاه میرسید شریف در باب تحلیل معنای «مشتقات» فلسفی و نقد وارد بر آن پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیودوم از سلسله دروس خارج اسفار. شریف به مشکلاتی در تعریف رایج مشتقات مانند اینکه اگر «شیء» عام در معنای «ناطق» اخذ شود، عرض عام مقوّم فصل میشود اشاره کرده و ظاهراً معتقد است که «ناطق» به معنای «نطق لابشرط» است. ملاصدرا ضمن طرح دیدگاه سید شریف به عنوان مؤید، به تحلیل و نقد لوازم آن میپردازد؛ از جمله اشکالِ تبدیل شدن قضایای ممکنه به ضروریّه و ناکافی بودن راه حل «نطق لابشرط». استاد سپس استدلال میکند که «ناطق» ذاتاً بر دارنده صفت دلالت دارد و با فهم درست حمل و معنای لغوی، مشکلات اولیه قابل حل هستند و نیازی به راه حل مورد اشاره سید شریف نیست.
تبیین حصص مختلفۀ وجود
8بنابراین برگشت قضیّۀ ما به قضیّۀ ضروریّه نخواهد کرد، و در همان قضیّۀ ممکنۀ خاصّه به حال خودش باقی میماند.
کلام محقق دوانی، تأییدی بر مطلب ملّاصدرا
مطلب دیگری که ایشان بهعنوان تأیید ذکر میکنند مطلبی است که از محقق دوانی است نقل میکنند که: «بین عرَض و عرضی اتّحاد است.» یعنی چه اینکه بگوییم بیاض و چهاینکه بگوییم: أبیض، هردوی اینها یکی است. ایشان عبارتی میآورند1 که البتّه بحثش بعداً میآید و در آنجا مفصّل خواهیم گفت،2 ولی در اینجا بالإجمال آن را بیان میکنیم و آن اینکه ایشان میگویند:
اتّحاد عرض و عرضی
شما وقتی که به یک کاغذ نگاه میکنید اوّلین چیزی که بهنظر شما میآید سفیدی و أبیضیّت است، بعد کتاب و قرطاس درنظر شما میآید. پس بنابراین، اوّلین چیزیی که بهنظرآمده أبیض است و آن أبیض چیست؟ همان بیاض است و غیر از بیاض چیز دیگری نیست. پس بنابراین، در اینجا بین عرض که بیاض است و بین عرضی که أبیض است اتّحاد برقرار شده است؛ آنوقت بالعرض قرطاس هم أبیض میشود. پس أبیضیّت برای قرطاس میشود واسطۀ در ثبوت. [یعنی] اوّل در اینجا أبیضیّت برای بیاض ثابت است، بعد آن بیاض واسطه میشود برایاینکه أبیضیّت برای کاغذ هم ثابت و عارض شود.
آنوقت ما در اینجا میبینیم که «الوجودُ موجودٌ» چیست؟ یعنی «موجودٌ ذاتٌ ثبت له الوجود». اثبات موجودیّت برای این وجود، ذاتیِ خودش میباشد؛ یعنی موجودیّت اوّلاً و بالذّات عارض بر خود ذات وجود میشود و ثانیاً و بالعرض میرود و دامان ماهیّت را میگیرد. پس چون موجودیّت اوّلاً ثابت بر وجود است، لذا وجود است که موجود است. وقتی که وجود موجود شد پس بنابراین، ماهیّت هم بهتبع این موجودیّت وجود، وجود پیدا میکند؛ این میشود واسطۀ در عروض وجود بر ماهیّت یا در ثبوت. این هم یک مطلب که البتّه این مطلب خالی از دقّت نیست، و چون بعداً میآید، دیگر درمورد آن توضیح نمیدهیم.
- رجوع شود به الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 58 ـ 65.
- مجلس 47 یا 48، ص 14 عبارت: و برای مخالفت داشتنش با سایر اعراض در اینکه وجود این اعراض «فی نفسها عین وجودها لِلموضوع» عین وجودشان برای موضوع است یعنی خودشان وجود استقلالی ندارند، وجود بیاض جدای از وجود قرطاس نیست. بلکه وجود بیاض عین وجود برای قرطاس است. یعنی بین قرطاس و بین بیاض هیچگونه اختلاف خارجی وجود ندارد «وجودها فی نفسها عین وجودها للموضوع » نه اینکه «وجودها فی نفسها عین وجود الموضوع»، ببینید این دوتاست.
