اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ارتباط وجود و ماهیّت در خارج (2)

تساوق تشخّص و شیئیّت با وجود

0
اسفار
جلسات

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ام از سلسله دروس خارج اسفار، نحوۀ حمل موجودیّت بر وجود و ماهیّت را تبیین می‌نمایند. سپس از رهگذر اصالت وجود روشن می‌کنند که ماهیّت به‌نحو بالذات موجود نیست. از‌این‌رو، وضعیتِ اوصاف موجودات نظیر تشخّص و شیئیّت نیز روشن شده و معلوم می‌شود که اینان اوصاف برای وجود هستند نه ماهیّت. براین‌اساس، باید گفت تشخّص نه تنها وصف وجود است بلکه با آن مساوق است و در ادامه تساوق تشخّص با وجود با تاکید بر موجودیّت بالذات آن، اثبات می‌شود.

نسخه عربی

ارتباط وجود و ماهیّت در خارج (2)

3
  • تشخّص، وصفی برای وجود و نه ماهیّت

  • پس بنابراین، هر ماهیّتی تا تشخّص پیدا نکند، موجود بر آن حمل نمی‌شود، و از اینجا استفاده می‌کنیم که تشخّص مال وجود است نه ماهیّت. چون ماهیّت در خارج [بالذّات] وجود ندارد و همین‌طور در ذهن هست. اینکه الآن اهلیّت برای حمل موجودیّت پیدا کرده است و ما می‌توانیم موجودٌ را بر آن حمل کنیم، به‌لحاظ تشخّص او است. پس: کلُّ ما بِالعرَضِ یَنتهِی إلیٰ ما بِالذّات؛ چون موجودیّت بر این ماهیّت به‌لحاظ تشخّص رفته است، پس این موجودیّت اوّلاً و بالذّات مال تشخّص است، و تشخّص هم عبارت است از همان وجود خارج. پس بنابراین، تشخّص می‌شود وجود و موجودیّت هم به‌لحاظ تشخّص می‌تواند بر این انسان حمل شود.

  • حالا این وجود، چه وجود مقیّد باشد و چه وجود مطلق، در هر دو تشخّص هست. چون اگر تشخّص نباشد و ابهام باشد، آن چیزی که مبهم و مجمل است، وعاء آن، فقط ذهن است و خارج نیست. و چون ما می‌دانیم که حقیقت أشیاء به جنبۀ تعیّنیِ خارجی آنها است، پس همین وجود إطلاقی، باید متشخّص باشد تا بتواند مستأهل برای حمل موجودٌ بر خودش باشد.

  • با این بیان روشن می‌شود که وجود است که موجودیّت بر آن صدق می‌کند؛ سواءٌ کان مقیّدًا أو متعیّنًا أو مطلقًا. حالا اگر متعیّن باشد، خب معنا روشن است؛ [مثلاً در قضیّۀ] «زیدٌ موجودٌ» زید عبارت است از همان وجود متعیّن و موجودٌ؛ اگر مطلق باشد باز معنا روشن است، به‌جهت‌اینکه وجود مطلق، وجود مبهم و مجمل نیست، [بلکه] وجود سِعی است و سعه منافاتی با تشخّص ندارد. یعنی شیئی [ولو اینکه] دارای وسعت باشد، یعنی همین‌که مشخّص خارجی است، متشخّص می‌شود. سعه، چیزی را از تشخّص در نمی‌آورد و وارد در حریم اجمال و صحرای ابهام نمی‌کند؛ نه! باز آن تشخّص [حتی با وجود سعه و اطلاق] به حال خودش باقی است.

  • تلمیذ: آیا تشخّص آن بیشتر نمی‌شود؟ چون تشخّص مال وجود است و اگر مال وجود باشد، آیا می‌توانیم بگوییم: در صورت سعه، وجودش و تشخّصش بیشتر شده است؟