جلسه ۲۸
6«پس مراد آنها این نیست که ماهیتِ هرکدام از این امور متقدم بر ماهیت دیگری است، و حمل جوهر بر جسم و دو جزئش که هیولا و صورتاند، به تقدم و تأخر است؛ بلکه مقصودشان این است که وجود عقل، وجود هیولا و صورت را ایجاب میکند، و وجود هیولا و صورت، وجود جسم را ایجاب میکند،»
یعنی تا صورت نباشد جسم هم نیست؛ چون شما هر جسمی را درنظر بگیرید، آن جسم از یک ماده و یک صورت تشکیل شده است، یعنی اینطور نیست که اول جسمیت بیاید و بعد صورت پیدا کند، بلکه صورت و هیولا هردو موجب جسم هستند.
«بنابراین وجود اینها بر دیگری تقدم طبعی دارد (نه صرف ماهیاتشان، چون ماهیات اعدام هستند و اعدام تقدم و تأخر نمیپذیرند).»
تبیین تقدم طبعی
در اینجا تقدم طبعی و تقدم علّی یکی است؛ یعنی نمیخواهیم بگوییم که وقتی هیولا و صورت پیدا شدند یک سال بعد جسم پیدا میشود، بلکه حتی به طرفةالعینی هم با همدیگر فاصله ندارند و اصلاً وجود آن عین وجود این است؛ ولی ذهن در مقام تقدم و تأخر، وقتی که این را نسبت به آن میسنجد، یکی را علت میکند و از نقطهنظر وجود بر دیگری تقدم میدهد.
بهعنوانمثال شما وقتی که در را با یک کلید باز میکنید قطعاً عقل میگوید که حرکت دست شما است که حرکت مفتاح را بهوجود آورده است و تا دست شما حرکت نکند مفتاح حرکت نمیکند و تا مفتاح حرکت نکند قفل باز نمیشود. اینطور نیست که شما دستتان را تکان بدهید و یک ساعت دیگر کلید تکان بخورد، بلکه حرکت دست شما عین حرکت مفتاح است، یعنی برای آن اصلاً نمیتوان «دو» تصور کرد! یا بهعنوانمثال وقتی که در ماشین نشستهاید و حرکت میکنید قطعاً وقتی که ماشین در دستانداز میافتد شما هم حرکت میکنید؛ یا مثلاً وقتی که در ماشین نشستهاید و از این نقطه به آن نقطه میروید، آیا احساس میکنید که از این نقطه به آن نقطه رفتهاید، یا ماشین حرکت کرده است ولی شما هنوز سرجایتان هستید؟! شما دارید با ماشین میروید! آیا شما که با ماشین حرکت میکنید، حرکت ماشین علت حرکت شما است، یا اینکه اینها با یکدیگر فرق میکنند و ماشین برای خودش حرکت میکند و شما هم برای خودتان حرکت میکنید؟! یک حرکت است ولی حرکت آن، علت حرکت شما است، نهاینکه دو حرکت باشد، بلکه حتی طرفةالعینی هم بین اینها فاصله نیست!

