جلسه ۲۸
21لذا وقتی یک ولیّ خدا از حالت جسمانی کسی خبر میدهد و میگوید: «این نفسی که به این جسم تعلق دارد بعداً چنین حالاتی پیدا میکند»، همین ولیّ خدا چون در عالم ملکوت است، آن وجود آخر و انتهای او را میبیند، یعنی اول و آخر او را تحت یک امر ثابت در مقابل خودش میبیند که مثلاً این در اول که از مادر متولد شد چگونه بود و بعد آدم خوبی شد و بعد کمکم رأیش زده شد و منحرف شد و رفت. صورت تمام اینها در آنجا هست و مثل عبارت یک خطی درجلوی چشم ولیّ خدا هست و در آنجا دیگر قبلیت معنا ندارد. ولی عالم خارج تدریجیّالحصول است، یعنی کمکم باید جلو بیاید. لذا اینکه به او میگوید: «تو بعداً اینطور میشوی»، درواقع باید بگوید که تو الآن اینطور هستی، ولی از باب مماشات به او میگوید که تو بعداً اینطور خواهی شد. او میگوید: من به این خوبی هستم، چاکر شما هستم، مخلص شما هم هستم! این حرفها چیست که به ما میگویی؟! میگوید: صبر کن، حالا شب دراز است، بگذار بگذرد، خواهی دید که چه میشود!
تلمیذ: آیا عالم ذرّ همینطور است؟
استاد: آن عالم بالاتر از عالم ذر است و در عالم قضای کلی است.
تلمیذ: نکتۀ رجوع علم حصولی به علم حضوری همان تحقق ملکوتی است.
استاد: بله، همینطور است.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد

