جلسه ۲۸
19اما در جواب اینکه پس چرا ذهن او بزرگ نمیشود، میگوییم: چون حقیقت آن شیء وزن ندارد، بلکه تعین خارجی آن است که در اینجا وزن دارد؛ اما آن تعین خارجی را که الآن به این شکل است، همان تعین خارجی را در وعاء نفس خود آورده و در احاطۀ خودش قرار داده است و به وجود عینیاش موجود است، نه به وجود صوری آن.
تلمیذ: اگر به وجود عینی موجود است پس معلوم میشود که ذهن بر کلّ هستی احاطه دارد. پس درواقع دوتا نیستند، بلکه اصلاً یکی هستند؛ یعنی به یک لحاظ میتوان آن را خارج فرض کرد و بهلحاظ دیگر میتوان آن را ذهن فرض کرد.
استاد: بله.
تلمیذ: یعنی احاطۀ بر این مادۀ خارجیه ازطریق همان حقیقت ملکوتی آن شیء است. یعنی درون این است.
استاد: بله، این ماده از آن ملکوت جدا نیست، بلکه اصلاً قوام ماده به ملکوت است، یعنی اصل و حقیقتش آن ملکوت است. بنابراین این احاطۀ ملکوتی احاطۀ مادی را هم در بر دارد؛ پس این ماده در وجودش هست، نه در جسمش؛ یعنی آن وجود ملکوتی هم جسم آن را در بر گرفته و هم مادۀ خارجی آن را در بر گرفته است.
تلمیذ: فکر کنم ملاّصدرا این مطلب را که حقیقت اشیاء همان حقیقت ملکوتی آنها است، در جاهای دیگر هم گفتهاند.
استاد: نه، ایشان به این کیفیّت نگفتهاند، بلکه همان صورت ذهنی را گفتهاند و حاجی هم از همین باب بر ایشان اعتراض کرده است.1 البته در بحث وجود ذهنی که بحث خیلی مفصلی است ما به ایشان اشکال داشتیم. البته بعداً این مطالب در بحث وجود ذهنی میآید.2
تلمیذ: آیا مُثل افلاطونی هم به اینجا سرایت میکند؟
استاد: بله، طبعاً مُثل افلاطونی هم همینطور است. البته خود مثل افلاطونی به آن کیفیت نیست و شبیه آن است. اگر اسم مثل افلاطونی را عالم عقول بگذاریم، آن عالم عقول همۀ عوالم را در احاطۀ علّی خودش گرفته است، نه مثل احاطهای که من بر این خودکار دارم و الآن این خودکار را بلند میکنم، نه، خودکار یک چیز خارجی است و به من مربوط نیست. اما مثل افلاطونی یا عالم عقول اینگونه نیستند، بلکه اصلاً وجود خودکار از عالم عقول است؛ اگر بخواهد وجود میدهد و اگر نخواهد اصلاً این صورت نیست.
- همان، ص ٢٩٤، تعلیقه ١؛ شرح المنظومة، ج ٢، ص ١٣٨ ـ ١٤٧.
- الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ٢٩٤.

