جلسه ۲۷
12پس ما اصلاً مقول به تشکیک نداریم! البته همانطوریکه گفتم، اگر به تعیّنات خارجی نظر کنیم ـ یعنی دو وجود درقبال هم و در عرض یکدیگر لحاظ کنیم که این چه حصهای دارد و آن چه حصهای دارد ـ این بحثها پیش میآید. لذا ما به اینوسیله میتوانیم بین تشکیک در وجود و بین تشخص در وجود التیام ایجاد کنیم؛ والاّ تشکیک در وجود با تشخص در وجود منافات دارد.
تلمیذ: این تعینات خارجی عبارةٌ أخرای همان ماهیات است؛ یعنی درواقع بحث تشکیک در وجود یک بحث ماهوی است.
استاد: بله، ماهوی است، چون هر صورت و هر کیفیتی عبارت از خود وجود است و خود وجود است که به این حالت درآمده است.
تلمیذ: آیا این تشکیک در وجود، در مجردات هم هست؟
استاد: بله، مقام جبرائیل با مقام ملائکۀ نازله تفاوت دارد.
تلمیذ: عدم و وجود با هم نقیضین هستند و عدم قطعاً نسبت به زیرمجموعۀ خودش متواطی است، حالا آیا مگر میتوان وجود را بنابر مسلک آقایان که مسلک کثرت است، مشکک بدانیم و این مشکک را نقیض متواطی بدانیم؟!
استاد: بحث اشتراک معنوی وجود به همین برمیگردد، یعنی چون حقیقتش حقیقت واحد است نقیض عدم میشود، و این عیبی ندارد؛ مثلاً بیاض با عدم البیاض نقیض هستند، ولی خود بیاض مراتب تشکیکی دارد.
تلمیذ: ما به حقیقت بیاض طوری نظر میکنیم که تشکیک نداشته باشد، چون حقیقت بیاض نه مصداق تواطی است و نه مصداق تشکیک، و اصلاً از قوه و ضعف خارج است؛ پس در اینجا نمیتوانیم بگوییم که وجود در مقابل عدم است. اینکه میگوییم وجود و عدم نقیض یکدیگرند، در مرتبۀ اصل خود وجود است و اصل وجود مشکک نیست، بلکه حصههای وجود مشکک هستند؛ پس عدم هم باید حصه داشته باشد.
استاد: نه، مقام حصه غیر از مقام کلی در مفهوم است. عدم اصلاً عین خارجی و تحقق خارجی ندارد، بلکه صرف مفهوم است؛ ولی وجود عبارت از همان تعین خارجی است. وجودی را که در مقابل عدم قرار میدهیم، عبارت از همان تحقق خودش است. آن مفهومی که شما از وجود احساس میکنید، همان مفهوم هستی است. آن مفهوم هستی در مقابل نیستی، نقیضین میشوند. حالا اینکه آن هستی به کیفیت شدید است یا به کیفیت ضعیف است، دیگر به آن کار نداریم.

