جلسه ۲۷
9وجود عبارت از حقیقتی است که تمام آثار و شوائبی که مترتب بر آن است، همه ناشی از نفس خودش است. البته این آثار تفاوت پیدا میکنند. ما دو وجود مادی را باهم سنجیدیم، همین دو وجود مادی در ارتباط با بالاتر ضعیف هستند؛ آن بالاتر هم در ارتباط با بالاتر خودش ضعیف است، و هلمّ جرّا؛ تا اینکه به اسماء و صفات کلّیه و بعد هم به مقام ذات میرسد. همۀ این مطالب در مقام استقلال است.
کیفیت تشکیک وجود در عین وحدت حقیقت وجود
اما اگر مطلب را اینطور مطرح کردیم که اصلاً آیا حقیقت وجود بما هی هی مقول به تشکیک است، این تفاوت دارد با اینکه آیا تعینات وجود مقول به تشکیکاند یا نه. بله، در تعینات وجود تشکیک هست. تعینات وجود عبارتاند از اعیان خارجیای که وجود بر آنها عارض شده است. فرقی نمیکند که ماهیات، ماهیات مادی باشند یا ماهیات غیر مادی، ماهیات طبعی باشند یا ماهیات غیر طبعی، ماهیات مفارق باشند یا غیر مفارق؛ هر ماهیتی که وجود بر آن عارض بشود، استقلالی بهخود میگیرد که در ارتباط و نسبت با استقلال و تعیّن دیگر لحاظ میشود. آثار هرکدام از این دو که اقوای از دیگری بود، حکم به اقدمیت، اولویّت، اقوائیّت و اشدیّت این وجود و حکم به اضعفیت و تأخر آن وجود مقابل میشود. این در صورتی است که ما تعیّنات وجود را مقول به تشکیک بدانیم.
ولی بحث در اینجا به اصل وجود برمیگردد و خود وجود مقول به تشکیک است. وقتی میگوییم که وجود مقول به تشکیک است، اگر حقیقت وجود لحاظ شود، آنوقت با اینکه حقیقت وجود واحد است و اصلاً تعددی در آنجا وجود ندارد، چطور میتواند مقول به تشکیک باشد؟! آیا اصلاً میتوان چنین فرضی را تصور کرد؟! وجود یک حقیقت واحد است که به صور مختلف درمیآید، پس دیگر تشکیک در کجای وجود است؟!
منبابمثال اگر من با این دستم بتوانم یک وزنۀ پنجاه کیلویی بردارم، ولی با دست دیگرم که سالم نیست نتوانم بیش از دو کیلو بردارم، آیا میتوانم بگویم که قدرت من مقول به تشکیک است، درحالیکه قدرت هردو دست از یک جا نشئت گرفته است؟! بله، اگر خود دست را درنظر بگیریم و به تعیّن خارجی آن نظر کنیم، میگوییم که این آثار و قوا و خصوصیاتی که الآن در این دست است که عبارت است از صحت یا تمرین یا تجربه و یا هزار چیز دیگر، با آن دست دیگر تفاوت دارد؛ مثلاً حتی شاید خود امیرالمؤمنین علیه السلام هم با همان قدرتی که با دست راست شمشیر میزد، نمیتوانست با همان قدرت با دست چپ شمشیر بزند. خصوصیات یک دست با دست دیگر تفاوت دارد، ولی نمیتوانیم بگوییم که خود آن قوا و قدرتی که در حضرت علی علیه السلام است مقول به تشکیک است، مثلاً با این دستش میتواند پنجاه کیلو بردارد و با آن دستش بیست کیلو؛ چون قوّه، قوّۀ واحد است و منشأ قوّه عبارت از نفس و اراده است و در آنجا دیگر تشکیک راه ندارد، و آن حقیقت، حقیقت واحده است.

