جلسه ۲۷
6منبابمثال اگر شما یک درخت را نسبت به حیوان درنظر بگیرید میبینید که درخت چیزهایی دارد که حیوان هم دارد، ولی حیوان چیزهایی دارد که درخت ندارد؛ مثلاً درخت نمو دارد و رشد میکند و حیوان هم نمو دارد و رشد میکند، درخت تولیدمثل میکند و حیوان هم تولیدمثل میکند ولو تولیدمثلشان باهم فرق میکند، درخت دارای طراوت و نشاط است و حیوان هم همینطور است؛ ولی ما در حیوان چیزهای دیگری میبینیم که در درخت نمیبینیم، مثلاً درخت راه نمیرود، یعنی محدود به مکانی است که پایبند به آن است و اگر درخت را از آنجا دربیاورند خشک میشود و ازبین میرود، و این یک نقطۀ ضعف در درخت است، اما حیوان حرکت میکند و پایبند به مکان خودش نیست و امروز در اینجا است و فردا در جای دیگر است؛ یا مثلاً درخت حرکت ارادی و اختیاری ندارد، بلکه حرکت او حرکت قسری و حرکت طبعی است، یعنی بهواسطۀ محدودیت در جهات علّی حرکت میکند و چه بخواهد و چه نخواهد این حرکت را دارد، یعنی اگر شرایط آماده باشد حرکت میکند و اگر شرایط آماده نباشد در حرکت خود توقف میکند؛ و همینطور حرکت به یک سمت دارد، ولی حرکت به جهات اربعه ندارد، اما حیوان اینطور نیست و میبینیم که حرکت ارادی و اختیاری در جهات اربعه دارد، پس این یک نقطۀ ضعفی در درخت است و نقطۀ قوتی در حیوان. حالا اگر ما حیوان را نسبت به انسان بسنجیم میبینیم که انسان دارای مراتبی است که حیوان آن مراتب را ندارد؛ مثلاً انسان میتواند فکر کند و مشکلات را حل کند و مراتب تجردی را طی کند، پس انسان مرتبۀ قوّتی دارد که حیوان ندارد.
اسم این را «تشکیک در وجود» میگذارند و عبارت است از ضعف و قوّتی که در دو وجود متعین خارجی لحاظ میکنیم. اینکه یکی نسبت به دیگری ضعیفتر است، تشکیک در وجود میشود. در اینجا نظر ما بهلحاظ تعین خارجی است و این درست است؛ یعنی وجود انسان و وجود حیوان را دو وجود مستقل و جدای از هم میبینیم.

