
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
25بهوجود میآورد، دلالت بر این میکند که این وجود دارد! لذا ایشان باید میگفت که این قضیه از اولیات است.
فإنّ العقل یجد بین موجود و موجود من المناسبة و المشابهة ما لا یجد مثلها بین موجود و معدوم؛ فإذا لم یکن الموجودات متشارکة فی المفهوم بل کانت متباینة من کلّ الوجوه، کان حال بعضها مع البعض کحال الوجود مع العدم فی عدم المناسبة.
«چون عقل بین دو موجود، چیزی از مناسبت و مشابهت را مییابد که مثل آن مناسبت را بین موجود و معدوم نمییابد. وإلا اگر موجودات متشارک در مفهوم نباشند، بلکه از هر وجهی متباین باشند و هیچ وجه تشابهی در اینها وجود نداشته باشد، همانطورکه بین هستی و نیستی هیچ مناسبتی نیست، بنابراین باید حال بعضی از موجودات با بعض دیگر هم همینطور باشد و بین موجودات هیچ وجه مشابهتی وجود نداشته باشد؛ درحالیکه ما میبینیم بین اینها مشابهت وجود دارد.»
حتی اگر شما یزید و امام حسین علیهالسلام را هم تصور کنید بالأخره این دو تا حداقل یک وجه مشارکت با همدیگر دارند و آن این است که مثلاً هر دو روی زمین راه میروند، هر دو نفس میکشند و هر دو غذا میخورند. اینها وجوه متشارک در هردو هستند. همچنین هر دو هستند. اینکه هر دو هستند، مناسبت بین ماهیات است؛ پس اینطور نیست که ماهیات هیچ وجه مناسبتی با همدیگر نداشته باشند، بلکه در خیلی از مسائل با همدیگر اشتراک دارند.
یک نفر قربانصدقۀ ماه میرفت و میگفت: «الهی قربانت بگردم!» به او گفتند: «چرا؟» گفت: «الآن این ماه وجودی است که هم معشوق من دارد این را تماشا میکند و هم من دارم تماشا میکنم.» یعنی او الآن تصور کرده است که معشوقش هم در فلان نقطه دارد به این ماه نگاه میکند، پس این ماه یک وسیلۀ ارتباط لحظهای و مقطعی بین او و معشوقش شده است؛ اگرچه این أدنیٰ مناسبت، یک مناسبتِ مندرآوردی است.
و لیست هذه لأجل کونها متحدّة فی الإسم؛
