
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
24معدومات استعمال کنید که اصلاً بین آنها هیچ مشابهتی وجود ندارد.
ایشان مطالب دیگری هم فرمودهاند؛ منجمله اینکه اگر «وجود» مشترک لفظی باشد تکرارش موجب وهن در کلام نیست، اما اگر مشترک معنوی باشد تکرارش موجب وهن در کلام است؛ همانطوریکه در منظومه هم مرحوم حاجی این را از ایشان گرفتهاند.1
متن مؤلف
فی أنّ مفهوم الوجود مشترکٌ محمول علیٰ ما تحته حمل التشکیک، لا حمل التواطؤ؛ «مفهوم وجود مشترک است و بر مصادیق و تعینات خودش حمل میشود بهحمل تشکیک، نه حمل تواطؤ.»
یعنی حمل وجود بر موضوعات خودش، حمل تشکیکی است؛ ممکن است این مفهوم در یک موضوع اقویٰ و اشدّ باشد و از جنبۀ اوّلیت و اولویّت، مقدّم بر موضوعات دیگر باشد. حمل موجودٌ بر پروردگار متعال خیلی قویتر است از حمل موجودٌ بر ما که ضعیف هستیم و حصهای از وجود نداریم. حمل وجود بر متعینات مجرده و مصادیق مجرده بسیار قویتر است از حمل وجود بر آنچه در عالم مادیات است و در معرض کون و فساد قرار گرفته است. بنابراین این حمل «حمل تشکیکی» میشود که بعداً باید در معنای تشکیک و... صحبت بشود.
أما کونه مشترکًا بین الماهیات فهو قریبٌ من الأولیات؛ «[اما اینکه مفهوم وجود مشترک معنوی بین ماهیات (اشیاء) باشد، مطلبی بدیهی و نزدیک به اوّلیات است.»]
من تعجب میکنم که چطور ایشان فرمودند: «قریب من الأوّلیات»! شاید بهخاطر این است که بعضیها حتی در همین اوّلیات هم شک کردهاند؛ چون کسی که عقلش تعطیل باشد ممکن است در اوّلیات هم شک کند! مگر کسانی که سوفسطایی یا پوچگرا هستند، در اوّلیات شک نمیکنند و همۀ موجودات را خواب و خیال نمیبینند؟! همینکه اینها این حکم را میکنند و یکچنین قضیهای را
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ٨٧.
