
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
22ماهیت عارض شود، ماهیت متقرر و ثابت است. یعنی اگر ماهیت به کیفیّتی در آمد که توانست صحت حملِ موجودٌ را بر خود استجلاب کند آنوقت آن ماهیت، ماهیتِ موجوده میشود؛ اما اگر ماهیت به کیفیتی درنیامد که صحت حمل موجودٌ بر آن استجلاب شود آن ماهیت هنوز ماهیت متقرره است. اینها بحثهایی است که مربوط به اینجا نیست.
بداهت اشتراک معنوی وجود
مرحوم آخوند اصلاً بحث اشتراک معنوی وجود را یک بحث خیلی بدیهی میدانند و میگویند که اصلاً اگر شما بخواهید ارتباط بین یک موجود و معدوم را لحاظ کنید و یک اسم برای عدهای از موجودات و معدومات یا مجهولات با همدیگر بگذارید، مثلاً اگر شما چند تا شیء موجود داشته باشید و چند تا شیء معدوم داشته باشید که اصلاً وجود ندارند، مثل انسان دهپا که اصلاً وجود ندارد و حیوان صد پا که اصلاً وجود ندارد و عُنقا که اصلاً وجود ندارد و شریکالباری که اصلاً وجود ندارد و امثالذلک، و بخواهیم یک اسم مشترک و واحد بین اینها قرار بدهیم و مثلاً اسمش را «ثابت» بگذاریم و هم به موجودات «ثابت» گفته شود و هم به معدومات، چه مشابهتی بین ایندو میبینیم که چنین اسمی میگذاریم؟! آیا واقعاً این خندهدار نیست که ما بهخاطر مشابهت بین موجودات و معدومات، یک اسم ثابت برای همه گذاشتهایم؟! این خیلی خندهدار است! چیزی که معدوم است بههیچوجه با موجود مشابهت ندارد؛ بلکه ضد مشابهت است! پس همینقدر که علقهای در بین باشد کافی است، و ما این علقۀ بین موجودات و معدومات را بسیار کمتر از علقۀ بین موجودات در اطلاقِ وجود بر آنها میبینیم. منبابمثال وقتی که شما موجوداتی مثل کتاب، دفتر، ضبط، قلم، فرش، در، دیوار را لحاظ میکنید، خودتان احساس میکنید که معنایی بین همۀ اینها ساری و جاری است؛ یعنی همینکه شما چشمتان را به کتاب و به کاغذ میاندازید، میبینید که همۀ اینها هستند. همینکه احساس حضور میکنید، خود این حضور یعنی وجود. بنابراین اگر شما این لفظ را برای موجودات استعمال کنید میبینید که مشابهتش بسیار بیشتر از این است که لفظی را برای موجودات و
