
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
20چون وقتی که] میگوید: «عنقا هست یا نیست» اصلاً علم به وجود عنقا ندارد، یا وقتی که میگوید: «آیا وسیلهای که انسان را به ماه برساند هست یا نیست» علم به وجود آن ندارد، یا وقتی که میگوید: «آیا حیوانی که صد دست و پا داشته باشد هست یا نیست» علم به وجود آن ندارد. اصلاً همینکه «هست» را بر موضوعات مختلفةالحقایق حمل میکند دلیل بر این است که علم بر وضع و بر لغت، در استعمال حمل دخالت ندارد. پس یک معنای واحد در ذهن ارتکاز دارد و آن معنا و لفظ واحد را بر همۀ موضوعات، چه موضوعات معلومه و چه موضوعات مجهوله، علَیالسواء حمل میکند.
و هذا ادلُّ دلیلٍ است بر اینکه وجود، مفهوم مشترک معنوی است و به هیچوجه منالوجوه خصوصیات مختلفۀ موضوع در مفهوم این وجود دخالت ندارند؛ وإلا اگر دخالت داشته باشند اصلاً موجود نباید محمول برای قضیّه واقع بشود و انسان اگر نسبت به یک موضوع علم نداشته باشد نمیتواند محمول را بر آن حمل کند و باید ساکت بماند، درحالیکه اولین سؤال این است که آیا آن موضوع هست یا نیست. بهعنوانمثال فرض کنید که یک کوه در فلان جزیره هست و شصت و چهار کیلومتر ارتفاع دارد و من هم اصلاً از آن اطلاعی ندارم، اولین سؤال من این است که آیا چنین کوهی هست یا نیست؟ پس معلوم میشود که ما برای حمل این محمول (موجود) بر این موضوع نیاز به وضع نداریم، و وقتی که نیاز به وضع نداشتیم این یک معنا و مفهوم سعی ارتکازی میشود، و اشتراک معنوی هم یعنی همین! این أدلُّ الدلیل است؛ البته دلیل دیگری هم دارد که در اینجا ذکر نشده است.
رابطۀ اشتراک معنوی مفهوم وجود و اصالت وجود
حالا در اینجا افراد قائل به مسائل مختلفی شدهاند و اینطور نیست که هر کس قائل به اشتراک معنوی وجود است قائل به اصالت وجود هم هست. بعضیها قائل به اشتراک معنوی وجود شدهاند و درعینحال قائل به اصالت ماهیت هستند. آنها مفهوم وجود را یک مفهوم اعتباری گرفتهاند و آن مفهوم اعتباری بهعنوان خارجِ محمول، حمل و عارض بر این ماهیت میشود؛ آنوقت تقرّر را بر خود ماهیت ـ نه ماهیت در مقام عروضِ وجود ـ حمل میکنند. آنها گفتهاند که قبل از اینکه وجود بر
