
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
16که میگویید: «کتاب هست» یا «قلم هست» یا «خودکار هست» در اینجا یک نوع تحقق را لحاظ کردهاید؛ ولو بر فرض، تحقق نوعِ یکی با تحقق نوع دیگر تفاوت داشته باشد [اما شما معنای ارتکازیِ شامل و جامع و سعی را در ذهنتان آوردهاید].
تببین معنای اشتراک معنوی
اینکه میگویند: الفاظ برای عموم وضع شدهاند، یعنی در معانی الفاظ، یک معنای سعی و عام و شمولی لحاظ شده است که آن معنای سعی دارای مصادیق متفاوتی است و بهلحاظ همین معنای سعی، اینهمه مبانی حقیقت و مجازات و کنایات و استعارات درست شده است. مشترک معنویای که در اینجا بهوجود آمده است بهخاطر لحاظ همان معنای سعی است که آن معنای سعی در همه تطرّق دارد.
منبابمثال وقتی که میگویم: «باران آمد» یا وقتی که میگویم: «برق آمد» یا وقتی که میگویم: «زید بهدنیا آمد» یا وقتی که میگویم: «عمرو آمد» یا وقتی که میگویم: «این علم آمد»، اگرچه در اینجا نوع «آمدن» تفاوت دارد، آمدن باران از أعلیٰ به أسفل است، آمدن زید در این دنیا از رحم مادر است، آمدن عمرو از منزلش به اینجا است، آمدن علم هم به این است که یکچنین علمی بهوجود آمده است یا بهمعنای انکشاف یک قضیه است یا بهمعنای ظهور یک مسئله است؛ اما در تمام اینها منظور از «آمدن»، تحقق این امر در عالم وجود و در عالم تعیّنات است، یعنی ما بهلحاظ آن جهتِ ارتکازیای که در ذهن داریم «آمدن» را بر اصناف مختلفه و بر موضوعات مختلفه اطلاق میکنیم. اگر آن معنای ارتکازی نبود قطعاً «آمدن» صدق نمیکرد، لهذا هیچکدام از این خصوصیات [هم لحاظ نمیشد].
یا منبابمثال وقتی میگوییم: «وحی از أعلیٰ بر پیغمبر آمد»، آیا یعنی وحی از آسمان هفتم آمد؟! یا وحی از کرۀ زحل و مریخ و عطارد آمد؟! یا یعنی وحی در کرۀ مریخ بود و جبرئیل پرواز کرد و پایین آمد و نزد پیغمبر آمد؟! یا اینکه منظور از «علوّ» در اینجا علوّ باطن است، نه علوّ رتبیِ مادی و مکانی؛ یعنی از آن مرتبۀ سرّ به مرتبۀ نفس جلوه و ظهور میکند. این معنای آمدن وحی است. جبرئیل آمد هم همینطور است.
