
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
12وجود پروردگار. اما اگر بخواهید بقیّۀ موجودات را لحاظ کنید، مثل وجودِ خالصِ آب نیستند و بهتنهایی محمول واقع نمیشوند؛ بلکه شما در اینجا موضوع را میآورید و این نمک و ترشی و شیرینی را با آن محمولی که عبارت از «موجودٌ» است و بعدش میآید مخلوط میکنید؛ یعنی شما موجود تنها را بر موضوع حمل نمیکنید، بلکه موجودی که رنگ موضوع به خود گرفته است بر آن موضوع حمل میشود.
بناءًعلیٰهذا این وجود میشود مشترک لفظی، نه مشترک معنوی. وقتی که مشترک لفظی شد، بنا بر تناسب بین موضوع و محمول، خود آن موجود به تعداد مصادیقی که دارد مفهوم پیدا میکند. مصادیقش خود ماهیات هستند و چون دو ماهیت یکی نیستند، پس دو مفهوم وجود هم یکی نیست. حتی اگر شما این دو کتاب را کنار هم بگذارید، هم این کتاب اسفار است و هم آن کتاب اسفار است، اما این یک اسفار است و با آن اسفار دیگر تفاوت میکند؛ یعنی همین حکم به دوئیت و غیریّتی که شما بر این دو ماهیت میکنید، موجب میشود که وجود [هر کدام متفاوت باشد]. لذا میگویید: کتاب اسفار من موجود است و کتاب اسفار شما موجود است. این موجودیتی که الآن در اینجا بر هر دو حمل شده است از ماهیت انتزاع شده است. آن ماهیت، اختلافِ مصداقی و تعیّنی دارد، نه اختلافِ جنسی و نوعی و صنفی و.... پس چون ماهیتی در عالمِ وجود همانند ماهیت دیگر نیست، بنابراین موجودی که از این ماهیت انتزاع میشود با موجودی که از ماهیت دیگر انتزاع میشود، یکی نیست.
این نهایت تقریری است که ما توانستیم به نفع اینها بکنیم؛ اگرچه یکچنین تقریری در اینجا نشده است.
تلمیذ: بنا بر این فرمایش اینها قاعدۀ «لا تکرار فی التجلی» هم درست است.
استاد: بله، احسنت، شما هم مؤید اینها شدهاید!
نقد اشتراک لفظی مفهوم وجود
تلمیذ: آیا بهخاطر اصالةالماهیة بودن آنها است که یکچنین مطلبی را گفتهاند؟ چون در اینجا اول باید بحث اصالةالماهیة مطرح بشود.
