
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
10میکند که آیا ماشین چرخ است، سیم است، برق است، چراغ است، موتور است و سیلندر است؟! او اصلاً این حرفها را نمیفهمد. لذا اوّل میگوید: ماشین چیست؟ به او میگوییم: مثل این درشکهای که میبینی یا مثل این الاغی که سوارش میشوی، ماشین هم وسیلهای است که سوارش میشوند و درِ آن را میبندند و حرکت میکند. این مای شارحۀ لفظ است. بعد میگوید: «حالا آیا چنین چیزی هست یا نیست؟» به او میگوییم: «بله، هست.» چون انسان نمیتواند از ماهیت یک چیز معدوم سؤال کند، چون شیء معدوم ماهیت ندارد. وقتی که آمد و دید و سوار ماشین شد و مطمئن شد که هست، آنوقت میآید و کنجکاوی میکند که مثلاً این با چه چیزی حرکت میکند؟ به الاغ جو میدهند که راه بیفتد؛ آیا این هم جو میخورد یا گندم میخورد یا یونجه میخورد؟! میگوییم: نه، ماشین این خصوصیّات را دارد و دارای این خصوصیات است.
پس بهطورکلّی بین مای شارحه و مای حقیقیّه، هل وجودیۀ بسیطه قرار میگیرد.
کیفیت حمل «موجود» بر موجودات بنا بر اشتراک لفظی مفهوم وجود
بنا بر تقریر این آقایان، معنای وجود، معنایی است که حمل آن معنا بر همۀ این محمولات صادق است و عبارت است از «موجودٌ». اینها نمیتوانند موجودٌ را انکار بکنند از اینجهت که موجودٌ حمل بر آن موضوع نمیشود. خودشان میگویند: منبر هست، کیف هست، قلم هست، انسان هست و همه چیز هست؛ اما اینها اینطور میخواهند بگویند که درست است که ما میگوییم «هست» و معنایی از این هستی در ذهن میآوریم، ولی آن معنای هستیای که در ذهن میآوریم با آن موضوع تغییر پیدا میکند.
معنای هستی آنها مثل آبی میماند که هر چیزی به آن اضافه کنید مضاف و از جنس همان ذوالاضافه میشود؛ یعنی اگر آب را با نمک مخلوط کنید آب شور میشود، اگر آب را با مربّا مخلوط کنید شربت میشود، اگر لیموترش در آب بریزید آب ترش میشود. پس خود آب بهتنهایی محمول مسئله واقع نمیشود، یعنی هیچ آبی بهتنهایی محمول قضیّه واقع نمیشود الا آب خالص. در اینجا هم آن وجودی بهتنهایی محمول واقع میشود که ماهیته انیّته باشد، یعنی وجودِ اطلاقی صرف که هیچ جنبۀ خلط و ترکیبِ بین جنس و فصلی در آن راه ندارد و آن عبارت است از
