
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
8اول، ایشان هنوز کلام شیخ را تقریر نکرده بود شروع کرد به رد کردن! ما با خود گفتیم که این چه درسی است؟! هنوز حرف شیخ را نقل نکرده است دارد رد میکند! البته بیان ایشان هم خیلی ثقیل بود.
ما دیگر از روز بعد نرفتیم! ایشان صبر کرد و صبر کرد، بعد ما دیدیم ایشان با تمام آن شاگردها دارد در مدرسۀ حجتیّه دور میزند و بهدنبال ما میگردد، و من داشتم از داخل حجرهام نگاه میکردم. خلاصه، این برای ما یک تجربه شد.
تفاوت سؤال از ماهیت شیء قبل از علم به وجودش با بعد از علم به وجودش
تلمیذ: یک مای حقیقیه داریم و یک مای شارحه و میگویند: «الوجود قبل الهلیّات، خود آن وجود بعد الهلیّات است.» یعنی مای حقیقیه را همان مای شارحه میدانند، اما اگر قبل از علم به وجود شیء باشد مای شارحه میشود و اگر بعد از علم به وجود باشد مای حقیقیه میشود، درحالیکه هیچ ابهامی در آن نمیبینند؛ یعنی ممکن است اول از ماهو سؤال کنند بعد از وجود، و ممکن است اوّل از وجود سؤال کنند بعد از ماهیّت.
استاد: نهخیر، آن براساس تصور ذاتی و تصور اجمالی است. مای شرحاللفظ این است که ما اصلاً به حقیقت وجودش و به ماهیتش کاری نداریم، بلکه فقط میخواهیم یک توضیح اجمالی نسبت به خصوصیّت قضیّه برای ما پیدا شود. اما اگر از وجود سؤال کنیم هلیّۀ بسیطه است.
ما اوّل [از «هل بسیطه» سؤال میکنیم]. ترتیبی که در اینجا لحاظ شده است، ترتیب واقعی و صحیحی است و بوعلی هم همین ترتیب را میگوید.1 البته مرحوم حاجی در اینجا اشکالاتی بیان کرده است،2 ولی بهنظر میرسد که همان تعریف بوعلی درست است. ما اوّل از حقیقت یک شیء سؤال نمیکنیم که حقیقت آن چیست، بلکه اولین چیزی که بهنظر میرسد و انسان بهدنبال آن است، یک معنای اجمالی از آن شیء است.
منبابمثال شخصی که اصلاً ماشین ندیده است، آیا از حقیقت ماشین سؤال
- الشفاء (الإلهیات)، ص ١٣ و ٣٥٤؛ النجاة، ص ١٢٦.
- الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ٢٦، تعلیقه ١.
