
جلسه ۲۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۶
5یکی هستند؟ این یکی بودن بدیهیِ بدیهی است! حتی یک بچۀ دو ساله هم از این نقطهنظر بین «هستها» فرقی نمیگذارد، یعنی همان معنایی را که از «کتاب هست» ادراک میکند، همان معنا را از «قلم هست» یا «ظرف هست» یا «شیر هست» ادراک میکند. این معنای اشتراک معنوی وجود است. حالا اینکه آیا این وجود اصالت دارد یا اصالت ندارد، بحث دیگری است و با این بحث تفاوت دارد.
تبیین نظریۀ اشتراک لفظی مفهوم وجود
بعضیها قائل به این شدهاند که اصلاً وجود مشترک لفظی است.1 یعنی بهتعداد ماهیاتی که مختلفةالحقایق هستند، لفظ وجود از ماهیات و صقع ذاتشان انتزاع میشود، و چون خود ماهیات مختلفةالحقایق هستند بنابراین مفهوم وجود هم مختلفةالحقایق است. منبابمثال وقتی که میگویم: «کتاب هست»، یک هستیِ خاصی را از کتاب انتزاع میکنم که آن هستی خاص، با هستیای که در «قلم هست» تفاوت دارد. بهعبارتدیگر، همینکه میگویم: «کتاب»، این کتاب قرینۀ صارفهای میشود برای اینکه آن «موجودٌ» بعدی بتواند مفهوم پیدا کند و بتواند در ذهن تحقق صوری پیدا کند. یعنی وقتی که میگویم: «کتاب هست»، این هستیای که از «کتاب» انتزاع کردهام، یک نوع مفهوم و تصور ذهنیای است که با وقتی میگویم: «فرش هست» تفاوت دارد. یعنی بهمحض اینکه موضوعِ قضیه را ذکر کردیم، محمول خواهینخواهی متأثّر از آن موضوع خواهد شد.
اگر ما بخواهیم کلام این آقایان را تقریر کنیم باید به این کیفیّت تقریر کنیم که هر موضوعی یک محمول خاص را استجلاب میکند، و به تناسب حکم و موضوع، ما این محمول را از حاقّ ذات موضوع انتزاع میکنیم، بهطوریکه با محمولات دیگر تفاوت دارد؛ مثلاً وقتی من بگویم: «الصلاةُ مطلوبٌ للمولیٰ» شما از این «مطلوبٌ» انتزاع وجوب میکنید، یعنی صلاة ظهر واجب است؛ اما اگر بگویم: «اطعامُ الفقراءِ
- این قول منسوب به ابوالحسن اشعری و ابوالحسین بصری میباشد. رجوع شود به شرح المنظومة، ج ٢، ص ٨٣.
