
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
5گاهی میگوییم: «الموجود إما واجب أو ممکن؛ موجود یا واجب است یا ممکن است» یعنی واجب یا ممکن، أحدهما علیٰ سبیل التردید محمول برای علم واقع میشوند؛ و گاهی یک محمول، محمول مستقیم و بلا واسطه است، مثلاً میگوییم: «الانسان حیوان ناطق» این حمل علیٰ سبیل التردید نیست. اما یکوقت محمول علیٰ سبیل التردید بر موضوع حمل میشود، یعنی تکتک آنها حمل نمیشود و تکتک آنها اخص هستند. اما علی سبیل تردید که علاّمه همین نظر را پذیرفتهاند، علیٰ طریق التردید منحیث المجموع است که محمول برای علم واقع میشوند. بنابراین ممکن است هر کدام از اینها اختصاص به نوعی از آن موضوع داشته باشد، ولی چون علیٰ سبیل التردید است، همۀ آنها با همدیگر منحیثالمجموع عارض ذاتی بر آن موضوع هستند.
کلام مؤلف در رفع مشکل اخص بودن موضوع بعضی از مسائل علم
إلی غیر ذلک من الهوسات التی ینبو عنها الطبع السلیم؛ «و غیر آن مطالب خلافی که طبع سلیم از آن دوری میگزیند.»
و لم یتفطّنوا بأنّ ما یختصّ بنوع من أنواع الموضوع ربما یعرض لذات الموضوع بما هو هو، و أخصّیة الشیء من شیء لا ینافی عروضه لذلک الشیء من حیث هو هو، و ذلک کالفصول المنوّعة للأجناس، فإنّ الفصل المقسّم عارض لذات الجنس من حیث ذاته، مع أنّه أخصّ منها.
«اینها متوجه این مطلب نشدند که آن محمولی که اختصاص به یک نوع از انواع موضوع دارد چهبسا عارضِ ذات موضوع بما هو هو میشود. (مثلاً الحیوان بما هو حیوان إمّا ناطق أو غیرناطق. پس ما در عروض ناطق بر حیوان چیز دیگری نمیخواهیم، بلکه حیوان بما هو حیوان، یا ناطق است یا ناهق؛ در اینجا حیوان بما هو هو است و ناطق هم اخص از حیوان است) و این مطلب منافات ندارد با اینکه محمول (مثلاً ناطق) بهخاطر موضوع (مثلاً حیوان) عارض بر موضوع بشود، نه بهخاطر شیء دیگر (یعنی در اینجا دیگر واسطه نمیخواهد)، مثل فصلهایی که منوّعِ اجناس هستند. فصل مقسّم، عارضِ ذات جنس از حیث ذاتش است، نه از حیث چیز دیگر؛ با اینکه اخصّ از جنس است.»
