
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
20تلمیذ: حمل در خارج نداریم، چون مبهمی در خارج نیست.
استاد: حمل به لحاظ جنس و فصل است، نه به لحاظ ماده و صورت. اما به لحاظ تطبیق همیشه فصل بر حیوان کلی حمل میشود؛ یعنی ناطقیت و ناهقیت و... همۀ اینها بر حیوان کلی حمل میشوند. اصلاً جنس کلی مقام ابهام دارد و مقام تخصص ندارد، و وقتی که فصل بر آن حمل شد آن را متخصص میکند و تازه آن را متهیؤ الاستعداد برای تعجب میکند، نه قبل از آن حمل؛ مثلاً وقتی که ناطق بر حیوان حمل شود تازه آن را متخصصالاستعداد برای مشی میکند، یا اگر ناهقیت بر حیوان حمل شود تازه آن را متخصصالاستعداد برای مشی میکند، نه حیوان تنها؛ معنا ندارد حیوانِ تنها اقتضای مشی بکند.
آنوقت ما از اینجا این مطلب را بهدست میآوریم که آن اعراضی که عرض برای همۀ انواع یک موضوع هستند، عرض ذاتی میشوند؛ یعنی در عروضش بر موضوع جنبۀ عموم و شمول دارد و حملش بر موضوع نیاز به واسطه ندارد؛ مثلاً اگر شما حیوان را در هر قالبی بخواهید درنظر بگیرید، بالأخره مشی همراهش است. بنابراین آن فصولِ اخصّ از جنس هم بلا واسطه حمل میشوند و در عروضشان بر این جنس هیچ احتیاجی به واسطه ندارند. این عرض ذاتی میشود.
اگر عرض ذاتی این شد، دیگر حرف بزرگان قوم و بوعلی درست میشود، و آنوقت دیگر در اینجا اشکال شما در واجب و ممکن هم پیدا نمیشود، چون میگوییم: واجب و ممکن هر دو بلا واسطه بر موجود حمل میشوند و هیچ نیازی به واسطه ندارند، لذا میتوانیم بگوییم که در «الموجود واجب» و «الموجود ممکن» نیاز به این تردید و جمع و... نداریم، بلکه نفس الموجود الخارجی بما هو موجودٌ خارجی إما واجب أو ممکن.
تلمیذ: موجود خارجی باید به حد یک ماهیت برسد تا ممکن بشود و تشخص پیدا بکند.
استاد: ماهیت یک امر عدمی است؛ پس آن واسطه یک امر وجودی نیست، بلکه امر عدمی است. یعنی نفس همان موجود خارجی به لحاظ ماهیتی که دارد، یعنی به لحاظ تشکّلش و به لحاظ تعیّنش و به لحاظ تحددش، ممکن میشود؛ یعنی ما اصلاً به ماهیت کار نداریم و در اینجا واسطهای نداریم، بلکه واسطه خود موجود خارجی است.
