
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
12حالا اشکالی که مرحوم علامه در اینجا بر آخوند وارد میکنند این است:
شما عرض غریب را جزء عرض ذاتی بهحساب آوردهاید درحالیکه عرض غریب، ذاتی نیست! ذاتی آن عرضی است که مساوی با موضوع باشد، نه اعم باشد و نه اخص باشد. اما چون شما در اینجا عرض غریب را ذاتی بهحساب آوردهاید، این اشکال پیش آمده است که چطور ممکن است که بهواسطۀ این اعراض تقسیم پیدا بشود؟! و چطور ممکن است که اینها محمولات برای موضوعات مسئله قرار بگیرند؟!1
نقد شارح بر کلام علامه طباطبایی و اثبات امکان اخص بودن عرض ذاتی از موضوع علم
مطلبی که در اینجا نسبت به کلام مرحوم علامه بهنظر میرسد این است که شما روی چه ملاکی عرض ذاتی را عرض مساوی قرار دادهاید؟! اگر ملاک شما از عرض ذاتی بودن این باشد که بوضعه یوضع و برفعه یرفع، آنوقت در ناطق هم میبینیم که مسئله همینطور است؛ چون ناطق، فصل برای جنس است و عرض ذاتی برای جنس هم است، یعنی این فصل بلا واسطه جنس را به انسان (انسان ناطق را میگوییم) و غیر انسان تقسیم میکند: «الحیوان إما ناطق، أو غیر ناطق»، در اینجا آیا ناطق اعمّ از جنس است یا اخص است یا مساوی است؟ قطعاً ناطق اخصّ از حیوان است. وقتی که اخص از حیوان شد پس چرا این اخصّیت باید ناطق را از ذاتی بودن خارج کند؟! و چرا و روی چه ملاکی ناطق نسبت به این حیوان، عرض غریب است؟! شما میگویید: «بوضعه یوضع و برفعه یرفع.» در اینجا وقتی حیوان را بر میدارید ناطق را هم بر میدارید؛ اما وقتی حیوان را میگذارید ناطق هم با آن هست، منتها ناطق یکی از انواع حیوان است و اینطور نیست که ناطق بلا واسطه بوضع حیوان بیاید. بنابراین اگر اینطور باشد پس شما هیچ عرضی را پیدا نمیکنید که بوضع جنس، آن هم یوضع.
اگر شما بگویید: «مشی عرضی ذاتی برای حیوان است، چون به رفع حیوان، مشی هم برداشته میشود و به وضع حیوان، مشی بلا واسطه گذاشته میشود.» ما میگوییم: نهخیر، مشی بهواسطۀ خود حیوان نمیآید؛ چون حیوانِ تنها موجب مشی نیست، بلکه حیوان در ضمن نوع موجب مشی است؛ یعنی حیوانی که در قالب نوع باشد و با فصل توأم باشد دارای مشی و دارای حرکت خواهد بود، نهاینکه بهصرف حیوان، مشی هم بیاید. آنوقت مشی عرض ذاتی برای حیوان است، منتها چون در این عرض ذاتی واسطه ندارد، ما باید اینطور تعریف کنیم که عرض ذاتی آن عرضی است که عروضش بر این موضوع بلا واسطه باشد.
- همان.
