
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
10پس ایشان با این برهانی که اقامه میکنند اثبات میکنند که عرض ذاتی، عرض مساوی با موضوع است. به عبارت دیگر، موضوعْ علت برای عرض ذاتی است بهنحویکه در تعریف آن عرض باید موضوع اخذ شود. منبابمثال اگر ما بگوییم: «الإنسان متعجّب»، انسان در تعریف تعجب میآید و اگر بگویند: «المتعجب ما هو؟» میگوییم: «ذات أو انسان له قوةٌ ناطقةٌ بواسطته یتعجّب»؛ یعنی همیشه موضوع باید در تعریف آن عرض اخذ بشود.
البته ممکن است که خود این عرض هم محمولی داشته باشد و آن محمول هم محمول دیگری داشته باشد؛ و این اشکالی ندارد، چون تمام اینها مساوی هستند و کلُّ مساوٍ لمساوِی الشیء مساوٍ لذلک الشیء. پس این موضوع اول میتواند موضوع برای همۀ محمولات باشد. بنابراین اگر بگوییم: «الإنسان متعجب» آنوقت چون «المتعجب ضاحک» یعنی ضاحک محمول برای متعجب است، پس میتوانیم بگوییم: «الإنسان ضاحک» یا مثلاً به عبارت ایشان، چون «الضاحک بادئ الأسنان»، پس میتوانیم بگوییم: «الإنسان بادئ الأسنان». در تمام اینها آن موضوع اول اخذ میشود.
حالا از اینطرف جلو میآییم: اگر فرض کنید که خود همین موضوعی هم که در اینجا موضوع برای مسئله بود، یک موضوع دیگری دارد و این موضوعش هم موضوعی دارد؛ پس آن موضوع اول در تمام اینها میآید، چون تمام این موضوعات، محمولات برای موضوعات دیگری هستند که مساوی با آن موضوعاند، پس آن موضوع اوّل در تمام اینها میآید. منبابمثال اگر گفتیم: «الضاحک بادئ الاسنان»، خود این «ضاحک» موضوعی دارد و آن موضوع «متعجب» است و خود آن «متعجب» هم موضوعی دارد و آن موضوع «انسان» است و خود آن «انسان» هم موضوعی دارد و آن موضوع «حیوان ناطق» است. پس تمام اینها در تعریف آن محمول اخذ میشوند و این اشکال ندارد. یعنی اگر منبابمثال محمولات ما خودشان موضوعات برای محمولات دیگر و برای مسائل دیگر بودند، در اینجا آن موضوع اول بهنحو تساوی، موضوع همۀ اینها خواهد بود و در تعریف آنها خواهد آمد.
