
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
مشکل اخص بودن موضوع بعضی از مسائل علم از موضوع آن علم
بیان ذلک: أنّ موضوع کلّ علم ـ کما تقرّر ـ ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیة. و قد فسّروا العرض الذاتی بالخارج المحمول الّذی یلحق الشیء لذاته أو لأمرٍ یساویه. فأشکل الأمر علیهم لما رأوا أنّه قد یبحث فی العلوم عن الأحوال الّتی تختصّ ببعض أنواع الموضوع، بل ما من علم إلا و یبحث فیه عن الأحوال المختصة ببعض أنواع موضوعه.
«موضوع هر علمی ـ همانطور که صحبت شد ـ آن چیزی است که از عوارض ذاتیۀ آن بحث میشود. و تفسیر عرض ذاتی این است که عرض ذاتی، عرض خارج محمولی است (نه محمول بالضمیمه، مثل بیاض و أبیض) که یا ذاتاً به شیء ملحق میشود یا بهواسطۀ امری که مساوی با آن شیء است؛ (مثلاً ضاحک بر انسان بهواسطۀ تعجب حمل میشود، و تعجب مساوی با همان انسان است).
از آنجایی که گاهی از احوالی که اختصاص به بعضی از انواع موضوع دارد (نه به همۀ انواع موضوع) بحث میشود، امر بر اینها مشکل میشود؛ بلکه در هر علمی از احوال مختصّ به بعضی از انواع موضوع آن علم بحث میشود.»
حالا که اینطور شد بنابراین ما ذاتی را چه بگیریم؟ ایشان میگوید که ذاتی ملحق میشود: «لذاته أو لأمر یساویه.» اما در اینجا اشکالی پیدا میشود:
در هر علمی چهبسا مسائل آن علم را قضایایی تشکیل میدهند که موضوع آن قضایا اخصّ از خود موضوع علم است؛ یعنی بعضی از محمولات بر بعضی از انواع موضوع حمل میشود، نه بر همۀ انواع موضوع؛ پس نه «لذاته» حمل میشود و نه «لأمر یساویه»، بلکه «لأمرٍ أخص» حمل میشود. بهعنوانمثال اگر گفتید: «الحیوان ناطق» در اینجا ناطق نمیتواند ذاتی حیوان باشد، چون ناطق بهواسطۀ امری که انسان است بر حیوان حمل میشود، و انسان هم مساوی با حیوان نیست، بلکه اخص از حیوان است. یا بهعنوانمثال [در طب که] راجع به بدن انسان است خیلی اوقات از مسائلی بحث میشود که به جزء خاصی از بدن اختصاص دارد، نه به بدن منحیثالمجموع، یا به یک صنف خاصی از انسان تعلق میگیرد، نه به همۀ اصناف انسان.
