
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
19نقد شارح بر برهان علامه طباطبایی و دفاع از کلام مؤلف
تلمیذ: اشکالی که به علاّمه وارد شد در همین قضیه است، ولی ما میخواهیم بگوییم که برهانش دیگر قابل خدشه نیست.
استاد: نه، برهان ایشان قابل خدشه میشود، چون ایشان میگویند: «عرض ذاتی به آن عرضی گفته میشود که بوضع الموضوع یوضع و برفعه یرفع، و این نباید اخص باشد.» ما میگوییم: نه، اشکال ندارد که اخص باشد؛ مثلاً ناطق میتواند بر حیوان حمل بشود و بوضع الحیوان یوضع و برفعه یرفع. این چه اشکالی دارد؟! ولی اگر ما اینطور معنا کردیم که عرض ذاتی به آن عرضی گفته میشود که «در حملش بر آن موضوع نیازی به واسطه نداشته باشد»، اشکالی پیش نمیآید.
تلمیذ: منشأ ذاتیت چیست؟
استاد: همینکه در عروض بر موضوعش نیاز به واسطه ندارد ذاتی میشود.
تلمیذ: ذاتی از حاقّ شیء انتزاع میشود، لذا از این ذاتی یک چیز دیگر هم میفهمیم و آن اینکه همیشه ملازم با موضوع است. همیشه ملازم بودن آن با اخص بودنش نمیسازد.
استاد: چرا نمیسازد؟! ناطق همیشه ملازم با حیوان است. اگر شما حیوانیت را از ناطق بگیرید ناطقیت هم دود میشود و به هوا میرود.
تلمیذ: ناطق همیشه ملازم با حیوان نیست؛ مثلاً در مورد حمار، ناهقیت هست ولی ناطقیت نیست. لذا اگر ملازم باشند باید همیشه ناطق و ناهق با هم باشند!
استاد: اگر شما حیوان خارجی را بگویید، حیوان خارجی حتماً باید در ضمن فصل محقق بشود، پس فصل ملازم با جنس است؛ یعنی هرجایی که این ناطق باشد در آنجا حیوان هم باید باشد، و در هرجایی که حیوان باشد حتماً باید یک فصل ملازم با آن هم باشد، و فرقی نمیکند که ناطق باشد یا غیر ناطق. وإلا اگر اینطور نباشد اصلاً هیچ عرض ذاتیای برای حیوان نداریم! منبابمثال ما در مشی هم همین حرف را میزنیم که نهخیر، مشی ملازم با حیوان نیست، چون حیوان جنس است و باید در ضمن نوع باشد، نه بهتنهایی. اما ناطق همیشه بر حیوان بهنحو مبهم حمل میشود؛ وإلا اگر ناطق در ضمن نوع باشد دور لازم میآید.
