
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
18استاد: موجود در اینجا مرکب از واجب و ممکن است، یعنی ترکیب اینها لحاظ شده است. منبابمثال در گروهان فرد را لحاظ نمیکنند؛ یعنی اگر یک میلیون فرد کنار هم باشند و هرکدام دور کره زمین یک کیلومتر یا حتی صد متر با یکدیگر فاصله داشته باشند شما به اینها گروهان نمیگویید، اما اگر صد نفر در اطاقی جمع شوند که خیلی هم بزرگ نباشد شما به اجتماع اینها یک گروهان میگویید. آیا شما به اجتماع واجب و ممکن با همدیگر میگویید: «موجود» یا به تکتک آنها؟!
تلمیذ: هیچکدام؛ به قدر مشترک آن میگوییم: «موجود» و در قدر مشترک معتقد به جامع مفهومی هستند که قدر مشترک بین افراد جزئیاتش است.
استاد: بله، مفهومی است، ولی مفهوم بهعنوان اینکه از خارج حکایت میکند. آیا موجود یک حقیقت خارجی است یا نه؟! مثلاً آیا «الکلمة» یک ماهیت خارجی است یا نه؟ یک ماهیت خارجی است، ولی درعینحال خودش یک قدر مشترک است. کلمه مجموع نیست، بلکه کلمه یا اسم است یا فعل است یا حرف است؛ یعنی اینها جزئیات کلمه هستند، نه جزء کلمه. یا مثلاً الانسانُ زیدٌ و عمرٌ و بکرٌ؛ اینها جزئی هستند. حالا سراغ موجود میآییم: آیا واجب و ممکن جزئیِ موجودند یا جزء موجودند؟! در اینجا فرقی نمیکند چه حصهای باشند، هرچه میخواهند باشند، جزئیِ موجودند؛ یعنی اگر شما بخواهید آن مفهوم را در خارج پیاده کنید، یا در ضمن واجب پیاده میکنید یا در ضمن ممکن؛ ولی آیا شما میتوانید مجموع آنها را منحیثالمجموع در خارج پیاده کنید؟! اصلاً امکان ندارد! خیلیخوب حالا که امکان ندارد، پس حمل وجود بر ممکنِ بهتنهایی ممتنع میشود؛ چون ایشان مرکب گرفتند، یعنی دیگر ذاتی نیست.
تلمیذ: آیا معنای تردید در مجموع را لحاظ میکنند؟
استاد: نه، اصلاً تردید غلط است! اصلاً تردید در حمل آورده نمیشود! اصلاً تردید وجود خارجی ندارد! یعنی فقط وجود مفهومی دارد و نمیتواند حمل بشود. تردید به لحاظی بر موضوع حمل میشود که فرد مردّد بتواند جدا بشود؛ مثلاً «تزوّج إما هندٌ أو اختها»، یعنی شما هیچوقت نمیتوانید با مردد بین این دو تا ازدواج کنید، بالأخره در خارج یا باید هند را بگیرید یا باید اُخت او را بگیرید.
