
جلسه ۲۵
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۵
17حالا سراغ موجود میآییم و میگوییم: شما میفرمایید: «الموجود واجب و ممکن من حیث المجموع؛ اینها منحیثالمجموع محمول برای موجود هستند.» حالا از شما سؤال میکنیم: آیا موجود مرکب است یا بسیط است؟! درست است بگویید که السکنجبینُ أنجبینٌ؟ درست نیست؛ چون در آنجایی که بخواهید یک عامّ مجموعی تعریف کنید، سکنجبین را باید مجموع منحیثالمجموع (یعنی خلٌّ و أنجبین هر دو را با هم) بگویید، پس «السکنجبینُ أنجبینٌ» صحیح نیست. اگر بخواهید یک واحد را تعریف کنید که ذوالجزئیات است (یعنی آن واحدی که دارای جزئیات است)، نمیتوانید جزئیات آن را بهنحو مجموع و بهعنوان محمول در تعریف این واحد بیاورید. اگر بیاورید، تکتک آنها محمول هستند، نه منحیثالمجموع؛ یعنی اگر شما گفتید: «الموجودُ واجبٌ و ممکنٌ منحیثالمجموع» باید درست باشد که بگویید: «الموجودُ واجبٌ و الموجودُ ممکنٌ.»
بنابراین اگر قرار بر این باشد که حمل واجب چون اخص از موجود است نتواند ذاتیِ برای موجود واقع بشود، پس مجموع آنها هم واقع نخواهد شد؛ چون حمل ذاتی به آن عرضی میگویند که واقعاً بر این موضوع حمل بشود، نه در عالم تصور و خیال. شما واقعاً اسم را بر کلمه حمل میکنید. شما واقعاً حیوان ناطق را بر انسان حمل میکنید، نه در عالم تصور؛ یعنی به این حیوان ناطق، وجود خارجی میدهید. ولی مجموع منحیثالمجموع دیگر وجود خارجی ندارد و ما در عالم خارج، مجموع واجب و ممکن نداریم، بلکه یا واجب داریم یا ممکن؛ یعنی این دو تا که در کنار یکدیگر هستند، یکی واجب میشود و دیگری ممکن میشود.
در عالم ذهن هم همینطور است؛ یعنی اگر شما موجود را مجموع واجب و ممکن منحیثالمجموع بهحساب بیاورید، پس در عالم ذهن هم نباید یکی از اینها را بر موجود حمل کنید؛ یعنی اگر مجموع واجب و ممکن رویهم موجود میشود، پس غلط است که بگویید: الموجود واجب.
تلمیذ: ایشان در حقیقت از این دو حصه مفهومگیری کرده است و میگوید: «واجب و ممکن حصهای از وجود است.»
