
جلسه ۲۴
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۴
6اما عقل شهودی همان چیزی است که خود واقعیت اشیاء را میبیند. منبابمثال ممکن است یک شخص کور باشد ولی دارای عقل شهودی باشد. او زید را میبیند همانطوری که شما میبینید، و نهتنها زید را میبیند بلکه به زید احاطه و إشراف حضوری دارد، و حتی شما هم آن احاطه را ندارید! یعنی او به یک مرتبه از واقعیت بالاتر میرسد، که این بهواسطۀ عقل فعالی است که در او هست؛ اما شما آن را ندارید، لذا علم حضوری و احاطۀ بر آن شخص و بر زوایا و خصوصیاتش پیدا نمیکنید، بلکه فقط میفهمید که اینجا کسی در کنارتان نشسته است. به آن احاطۀ بر شخص و زوایا و خصوصیاتش، مرتبۀ واقعِ از هر ظهوری و از هر مظهری میگوییم.
میزان إشراف عقل شهودی بر واقعیات اشیاء
واقع دارای مراتب متفاوت و متعددی میباشد، و عقل نسبت به همان مرتبه اشراف دارد؛ لذا ملائکهای که أدنون هستند اشراف آنها بر واقع بهلحاظ مرتبۀ خود آنها است، و ملائکهای که أعلون هستند اشراف آنها بر واقع بهلحاظ مرتبۀ خود آنها است. بنابراین اگر شما یک عمل نیک انجام بدهید، این عمل نیک شما دارای مراتبی است: مرتبۀ اول، مرتبۀ حس و عالم شهادت است و همین چیزی است که ما در این عالم احساس میکنیم. مرتبۀ دوم، مرتبۀ مثال است که شما در آن مرتبه میروید و [صورت آن عمل را] مشاهده میکنید. در عالم مثال، نسبت بهمقدار تقربی که از عمل انسان متمشی میشود مراتب حقیقت تفاوت میکند؛ لذا اگر عمل انسان در مرتبۀ قویتر است، در همانجا معنا هم ظهور پیدا میکند؛ و اگر عملش بالاتر است، به مرتبهای میرسد که انسان یکمرتبه میبیند این عملی که انجام داده است یک سر به ماده دارد و سر دیگرش به عرش خدا است! اینها مراتبی است که انسان به آن میرسد.
در اینصورت اگر ما عملی انجام دادیم که جنبۀ ریایی داشت، صورت برزخی ریایی پیدا میکند، و این عمل انسان بالاتر نمیرود؛ بنابراین ملائکۀ أدنون آن جنبۀ ریایی آن را که صورت مثالی است ثبت میکنند، اما جنبۀ باطن و معنوی آن اصلاً وجود ندارد تا بخواهند ثبت کنند! اصلاً چیزی نیست و وجود خارجی معنوی ندارد، لذا اصلاً نیازی به ثبت ندارد! حالا اگر این عمل، عملی بود که توانست بالا برود و در آنجا یک اثر بگذارد، در همان مرتبه برای انسان مهر میخورد و بالاتر نمیرود. بهعنوانمثال در بعضی از کارخانجات یا مؤسسات و ادارات یک دستگاه میگذارند و هر کس یک کارت دارد که وقتی میآید، وقت میزند؛ مثلاً برای یکی ساعت ٧:٣٠ دقیقه را ثبت میکند، دیگری میآید و ساعت ٧:٣٥ دقیقه کارت میزند. هر کس هر مقدار که زودتر بیاید ساعت زودتر برایش ثبت میشود. لذا مثلاً کسی که ساعت ١٠ بیاید دیگر نمیتواند ساعت را برگرداند، چون الآن ساعت ١٠ است و دیگر ساعت ٧ نخواهد شد.
