
جلسه ۲۴
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۴
3اما اگر کسی اعتراض کند که همۀ انسانها دارای این خصوصیت نیستند، میگوییم: اشکال ندارد، همینقدر که بعضی از اصنافش این خصوصیت را دارند دیگر مشکلی نیست. پس در اینجا اگر از یک استعداد خاص و مختصّ بعضی از اصناف انسان بحث کنیم، از احوالات انسان خارج نمیشود، چون این حالات مربوط به انسان بما هو انسان است، اگرچه خیلیها واجد این حالات نباشند.
اما بهعنوانمثال اگر ما راجع به [انواع رنگهای انسان] بحث کنیم که انسان بما أنّه أسود، یعنی بعضی از انواع انسان اسود هستند و بعضی از انواع انسان ابیض هستند و بعضی از انواع انسان اصفر هستند و بعضی از انواع انسان احمر هستند، آنوقت این عوارض احمریّت و اسودیّت و بیاضیّت و صفرائیّت که بر موضوع عارض شدهاند، اعمّ از موضوع میشوند. پس ما باید در اینجا از انسان بما أنّه جسمٌ ابیضٌ بحث بکنیم؛ یعنی ما در اینجا انسان را متخصصالاستعداد کردیم تا بتوانیم احمریّت را بر او حمل کنیم. اگر ما این انسان را بما أنه جسمٌ و لحمٌ و بشرةٌ لحاظ نکنیم، دیگر نمیتوانیم قرمزی و سیاهی و سفیدی را بر انسان حمل کنیم. آنوقت در اینجا دیگر صحبت از قرمزی و سیاهی و سفیدی به انسانشناسی مربوط نیست، بلکه به حیوانشناسی مربوط است؛ مثلاً حیوان بما أنّه حیوانٌ دارای این الوان است. یا اینکه بالاتر از این برویم و بگوییم: اصلاً به جسمیتش برمیگردد، و احمریّت و صفرائیّت و بیاضیّت بر جسمیت بما أنّها هی جسمیةٌ عارض میشود.
ولی وقتی که ما از انسان صحبت میکنیم باید از عوارض ذاتیهای بحث کنیم که مختصّ انسان است و حتی بر ملائکه هم عارض نمیشود، حتی بر جن هم عارض نمیشود، و حتی بر عقول بسیطه و عقل منبسط هم عارض نمیشود. بنابراین میتوانیم بگوییم: از عوارض ذاتیۀ انسان این است که قابل ترقی است؛ چون حیوانات و اشیاء دیگر قابلیّت ترقی و استعداد را ندارند. البته منظور از ترقی در اینجا آن مرتبۀ نهایی است، نهاینکه ترقی در یک رتبه؛ والاّ ملائکه هم دائماً در حال ترقی هستند، منتها ترقی عرضی، نه طولی.
