
جلسه ۲۳
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۳
3این یک مسئلۀ خیلی ساده است! منبابمثال شما در باب انواع چه میگویید؟ پدرتان به شما میگوید: «برو دو کیلو انگور بخر!» شما به میوهفروشی میروید و میبینید ده نوع انگور وجود دارد؛ انگور سیاه، انگور سفید، انگور قرمز و.... حالا اگر شما هر کدام از اینها را بخرید و برای او ببرید، او نمیتواند به شما اعتراض کند، چون در اینجا بهصورت مطلق و لابشرط اخذ کرده است.
یکوقت به شما میگوید: «برو انگور شانی بخر!» این بشرط شیء میشود. یکوقت میگوید: «برو انگور بیرنگ بخر!» این بشرطلا میشود. یکوقت میگوید: «برو انگور بخر!» این لابشرط میشود.
بله، شما در مقام امتثال، انگور مطلق ندارید و انگور مطلق فقط در ذهن شما است؛ یعنی امکان ندارد که در مقام امتثال، یک مصداق بدون مشخصات فردیه وجود داشته باشد. لذا مولا در مقام امتثال، مصداق را از شما خواسته است، منتها مصداقی که قید اثباتی و نفیی ندارد.
تفاوت لابشرط قسمی و مقسمی
اما یکجا فقط در بیان اخذ مفهوم است، در آنجا لابشرط مقسمی لحاظ میشود؛ مثلاً وقتی میخواهند در مورد کلمه صحبت کنند میگویند: «آن لفظی که دال بر معنایی باشد و آن معنا مفید باشد.» در اینجا لابشرط مقسمی در بیان مفهوم است، آنوقت خود همین «در بیان مفهوم بودن» همۀ قیود را در بر میگیرد، یعنی همۀ آن قیود در آن هست؛ هم اسم در آن هست، هم فعل در آن هست و هم حرف در آن هست. این لابشرط مقسمی است و در این لابشرط مقسمی، آن سه تای دیگر دخالت دارند و هستند ولی وجودشان وجود مفهومی است، یعنی مفهوم اسم و مفهوم فعل و مفهوم حرف در کلمه وجود دارد، منتها فعلاً پنهان است؛ یعنی این لابشرط، مادۀ برای آن سه مصداق و سه مفهوم دیگر است. ما در لابشرط مقسمی نظر به مفهومی داریم که باید هر سه تای آنها در آن مفهوم باشند؛ ولی در لابشرط قسمی، خود همین شیء خارجی را بدون هیچ قیدی لحاظ میکنیم و نظر به مصداق داریم، اما اصلاً نظری به قید نداریم.
