
جلسه ۲۳
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۳
5وقتی که ما از این تقسیم فارغ شدیم که ماهیّت انگور این است، گرچه اصلاً در دنیا وجود خارجی ندارد و ممکن است دارای این خصوصیات باشد و ممکن است در این زمینه خصوصیات و اصناف دیگری از خودمان جعل کنیم که اشکالی هم ندارد و میتواند باشد، آنوقت مولا در مقام خارج به غلامش میگوید: «جئنی بالعنب!» اینکه میگوید «عنب بیاور» دیگر در اینجا لحاظ ماهیت نشده است، بلکه لحاظ وجود شده است، منتها وجود همیشه مقید به قیدی است، یعنی آن ماهیّت در خارج بهواسطۀ یک قید وجودی تحقق پیدا میکند؛ لذا غلام سؤال میکند: «برای شما انگور قرمز بیاورم یا انگور سفید بیاورم؟» مولا میگوید: «فرقی نمیکند!» اینکه میگوید که فرقی نمیکند، به لابشرط مقسمی نظر ندارد، چون لابشرط مقسمی در مقام ماهیت بود، ولی در اینجا به لحاظ وجود خارجی میگوید. این لابشرط قسمی است که در آن، نظر به وجود شده است. لذا اینکه میگوید که فرقی نمیکند، یعنی من در اینجا «اطلاق» را برای این خواست خود قید قرار دادهام، یعنی در اینجا نحوۀ وجود برای من فرقی نمیکند، بلکه اصل خود وجود برای من مهم است، حالا هر وجود خارجیای که تعلق گرفته باشد.
توجیهی در دفاع از تعریف اول امور عامه
یکی از بیاناتی که آقایان در تعریف امور عامه داشتند این بود که امور عامه آن اموری است که اختصاص به قسمی نداشته باشد، بلکه همۀ اقسام را بگیرد.
به این تعریف اشکال وارد شد که اگر بگوییم امور عامه آن اموری است که مختص به قسمی نباشد، در اینصورت «کم» هم داخل در تعریف میشود، چون کم مختص به یک قسم نیست؛ بلکه کم هم بالعرض بر جوهر عارض میشود و هم بر عرض عارض میشود، پس اختصاص به یک قسم ندارد؛ و همچنین «کیف» که هم عارض بر کم میشود، مثل خط انحنا و خط مستقیم، و هم اینکه ما کیف نفسانی داریم که به جواهر و امثالذلک تعلق میگیرد، لذا کیف هم اختصاص به یک قسم ندارد. در نتیجه برای اینکه مبحث کم و کیف را از امور عامه خارج کنند تمحلاتی اندیشیدهاند.
