
جلسه ۲۳
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۳
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
لابشرط قسمی
در اصول صحبت میشود که در لابشرط قسمی، خودِ لابشرط، قسیم بشرط شیء و بشرطلا است، منتها عدم اللحاظ أحدٌ مِن طرفَیِ القید و نَفیه مورد نظر است، که این عدماللّحاظ را بهعنوان نفی، قید قرار میدهند.
منبابمثال وقتی به شما میگویند: «أکرِم العالِم.» شما سؤال میکنید: «أیُّ عالِمٍ؟» در جواب گفته میشود: «سواءٌ کان یهودیًا أو نصرانیًا و سواءٌ کان فقیهًا أو نحویًا و سواءٌ کان فقیهًا أو اُصولیًا.» در اینجا عدم قید لحاظ شده است و خود همین عدمالقید، قید است.
یا منبابمثال یکوقت میگویم آب هندوانه، و یکوقت میگویم آبی که ترش نباشد؛ در آنجا قید اثباتی است و در اینجا قید نفیی است، و هر دوی اینها قید است. اما یکوقت مولا میگوید: «جئنی بماءٍ» آن عبد سؤال میکند: «أیُّ ماءٍ؟» مولا میگوید: «من مطلق آب را میخواهم، یعنی آبی میخواهم که تشنگی من را برطرف کند، [حالا هرچه باشد].» در اینجا رفع قید از ناحیۀ اثبات و نفی شده است و این رفع قید، به آن اطلاق داده است؛ یعنی اگر برای او آب هندوانه بیاورد امتثال امر کرده است و اگر آب سیب هم بیاورد باز امتثال امر کرده است و اگر آب قراح هم بیاورد باز امتثال امر کرده است. اطلاقی که در اینجا اخذ شده است این است که هیچ قیدی مدخلیت در تعلق حکم ندارد، یعنی مولا مطلق آب را خواسته است؛ یعنی مورد نظر مولا هر مایع سیالی است که اسم آب روی آن باشد، چه با پسوند و چه بدون پسوند. در اینجا خود این اطلاق، قید است؛ یعنی مولا از او میعان (آبی که مایع سیال است) خواسته است و خود این میعان، اطلاق دارد و مقیّد نیست.
در اینجا مولا فقط آب قراح [و ساذج] نخواسته است؛ [بهخلاف آنچه] در وضو میگویند که آب باید مطلق باشد، که خود اطلاق بهعنوان قید اخذ شده است، یعنی آب ساذجی باشد که نه رنگ داشته باشد و نه بو داشته باشد و نه طعم داشته باشد.
