
جلسه ۲۳
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۳
16اصلاً ما میخواهیم شما موجود مطلق را کنار بگذارید. ما الآن میخواهیم عوارضی را که بر خود وجود عارض میشوند در نظر بگیریم؛ مثل وحدت، کثرت، علّیت و معلولیت، اشتراک، تشخص، بساطت، تشکیک، اشتراک معنوی و امثالذلک. اینها عوارض ذاتیۀ خود وجود هستند، خواه این وجود مجرد باشد یا نباشد؛ اصلاً کاری به آن نداریم. این عوارض ذاتیۀ خود وجود، خمیرمایۀ «امور عامه» میشوند.
پس ما در اینجا باید قید اطلاق را بیاوریم؛ چون گرچه محمولات ذاتی مساوی با موجود هستند، منتها اگر ما قید «موجود مطلق» را نیاوریم ممکن است آن موجود را موجود مطلق بهلحاظ [تقیدش به انسان] بگیریم، چون اطلاق در خود وجود هست و اصلاً وجود، مطلق است؛ بنابراین جمعش با مقید اشکال ندارد، یعنی اشکال ندارد که موجود مطلق به لحاظ تقیدش به انسان لحاظ بشود. بنابراین اگر ما از عوارض ذاتیۀ موجود مطلق بما هو انسان بحث کنیم، از عوارض ذاتیۀ وجود و موجود مطلقی است که به انسان تقیّد خورده است. وجود، موجود مطلق است و مقید نیست. اصلالوجود مطلق است و اطلاق از نعوت انتزاعیۀ وجود است.
لذا اگر ما انتزاع اطلاق را بهلحاظی قید اضافی در نظر گرفتیم، چون اصلالوجود مطلق است، بنابراین میگوییم این اصلالوجود یجتمع مع القیود. اگر وجود مطلق را بهلحاظ انسان در نظر گرفتیم، عوارض ذاتی انسان عوارض ذاتی وجود است.
ما یکوقت اطلاق را لازمۀ وجود میدانیم و میگوییم: اصلاً امکان ندارد که وجود، مقید باشد؛ چون اگر وجود مقیّد باشد، یک مقید نمیتواند تبدیل به یک مقید دیگر بشود؛ مثلاً سیاه هیچوقت تبدیل به سفید نمیشود، یا سفید تبدیل به قرمز نمیشود، چون سفید یک وجود مقید و یک عرض مقید است. مقید هیچگاه تبدیل به مقید دیگر نخواهد شد. بنابراین چون وجود اطلاق دارد، اینهمه صورت میگیرد. این اطلاق «اطلاق انتزاعی» میشود، نه «اطلاق اعتباری»؛ ولی ما در اینجا باید اطلاق اعتباری را در نظر بگیریم، نه انتزاعی. بنابراین این وجودی که انسان است، وجود مقید نیست که تبدیل به انسان شده است، بلکه همان وجود مطلق است که تبدیل به انسان شده است.
