
جلسه ۲۳
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۳
15تلمیذ: وقتی میگوییم «و أنت إذا تذکّرت أنّ أقسام الحکمة الإلهیه ما یبحثُ فیها عن عوارضه الذاتیة» آیا در حکمت بحث از عوارض ذاتی «موجود مطلق» است؟
استاد: نهخیر، بحث از موجود مطلق نیست، بلکه بحث از عوارض موجود است. آن بحثی که در اقسام حکمت الهیه میشود، از عوارض ذاتیۀ موجود است؛ «إمّا موجودٌ مطلقٌ» امور عامه است و «إمّا موجودٌ مقیّدٌ» هم از عوارض ذاتی است، مثل مباحث مربوط به باری تعالیٰ، که باری تعالیٰ موجود مطلق نیست. اگر ما بخواهیم در این مقام بحث کنیم، بشرطلا اخذ میکنیم؛ یعنی موجودی که تعیّن نداشته باشد، تشخّص نداشته باشد، و کیف و کم و عرض عارض نشود.
وقتی که بشرطلا اخذ میکنیم، تبدیل به موجود مطلق میشود؛ ولی بحث ما در فلسفه اعم از موجود مطلق و موجود مقید است، یعنی در اینجا میخواهیم موجود مطلق لابشرط را تصور کنیم، ولی نه موجود مطلقی که از بشرطلا پیدا شده است. موجود مطلقی که ما در مورد واجبالوجود بحث میکنیم، موجود مطلقی است که نتیجۀ بشرطلا است، یعنی آن چیزی است که تعین ندارد، جسم ندارد، تجردش تجرد امکانی نیست، رنگ ندارد، مزه ندارد، عرض ندارد، هیچکدام از اینها را ندارد؛ بلکه فقط یک وجود زلال و صاف باقی میماند که اسمش را خدا میگذاریم؛ یعنی وقتی که ما صفات را از او سلب کردیم، آنچه باقی میماند عبارت از وجود مطلق است، که این وجود مطلق همان واجبالوجود است.
ولی وجود مطلقی که ما در امور عامه از آن بحث میکنیم فقط خدا را نمیگیرد، بلکه بشرطلا و بشرط شیء و لابشرط را هم میگیرد، یعنی هم وجود مقیّد را میگیرد و هم وجود مطلق را میگیرد، یعنی «مطلقالوجود» میشود.
در عوارض ذاتیۀ موجود، ما باید ببینیم که آن عارضی که برای خود این موضوع است چیست. الآن بحث ما موجود مطلق است و در موجود مطلق و موجود بدون قید که عبارت از وجود است بحث میکنیم.
