
جلسه ۲۲
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۲
7تلمیذ: مفهوم لابشرطی در مصادیق موجود است؛ لذا مثلاً ما در باب تضایف یقیناً ابوت و بنوت را تصور میکنیم، بعد میگوییم که این بحث تضایف است؛ و در زوجیت هم که تطبیق میدهیم، از باب این است که لابشرطی در این بشرطلا موجود است، بعد آن ممیزات را ثبت میکنیم و آن مفهوم لابشرط را بر مصادیق خارجی منطبق میکنیم.
استاد: چطور ممکن است که عقل بتواند بحث تضایف را با آن ابوت و بنوت خارجی لحاظ کند؟! منظورم مصادیق خارجی است، یعنی چطور میتوان مصداق خارجی ابوّت و بنوّت را تصور کرد؟! بنابراین آن تضایفی تصور میشود که بشرطلای از ممیزات خارجی و بشرط عدم دخالت مصادیق خارجی لحاظ شده باشد. وقتی که به شرط عدم ممیزات لحاظ شود آنوقت یک معنای سعی و قابل توسعهای پیدا میکند که هم بر این مصداق قابل حمل است و هم بر آن مصداق؛ اما اگر مشخّص خارجی بخواهد در این مفهوم دخالت کند دیگر شما نمیتوانید این مفهوم را بر مصداق دیگری حمل کنید.
بهعنوانمثال وقتی که شما تضایف را در قالب ابوت و بنوت در ذهن میآورید، به شرطی که ابوت و بنوت مقوم برای مقولۀ تضایف شما باشد، دیگر شما نمیتوانید این نوع محصّل در ذهن خود را بر یک نوع مقوم به غیر این فصلی که در ذهن دارید، منطبق کنید؛ یعنی ممتنع و مستحیل است که شما تضایفِ در قالب ابوت و بنوت را ـ که نوعی است که در ذهن شما تشکل پیدا کرده است ـ بر یک نوع خارجیِ زوجیت ـ که مقوّم این زوجیت، عقد زواج و ارتباط زواجی است، نه ارتباط ابوتی و بنوتی ـ حمل و منطبق کنید، الا اینکه مانند جنس، بشرطلا اخذ شود.
جنسِ بشرطلا عبارت است از جنسی که مادۀ مشترک بین انواع را تشکیل میدهد و هیچ فصلی نمیتواند آن را به انواع مختلفی تقسیم کند؛ وإلاّ اگر شما در مفهوم جنس، فصل را هم دخیل بدانید ـ درحالیکه جنس آن چیزی است که فصل، آن را تقسیم میکند ـ آنوقت کدام فصل آن را تقسیم میکند؟! اگر ناطقیت تقسیم کند این جنس دیگر بشرطلا نمیشود، بلکه بهشرط انضمام به ناطقیت و بهشرط تنوع به نوع انسانی میشود، و اگر فصل ناهقیت بخواهد به این جنس تنوع بدهد باز هم مسئله همینطور میشود.
