
جلسه ۲۲
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۲
10پس وقتی که شما نوع را اخذ میکنید، آن را در ضمن زید و عمرو اخذ نمیکنید، بلکه آن را بشرطلای از زید و عمرو و سیاه و سفید و زمان و مکان و... در ذهن میآورید. این بشرطلا میشود. حالا که ما این نوع را بشرطلایی تحصیل کردیم، این لابشرط میشود؛ یعنی لابشرط تطبیقش بر زید و لابشرط تطبیقش بر عمرو. پس ما از این محدوده یک دور منطقی زدیم، منتها همۀ اینها خیلی سریع انجام میگیرد. بنابراین از بشرطلا به لابشرط رسیدیم.
این مسئله در مورد نوع بود، ولی در مورد جنس و فصل و صنف هم همینطور است. همچنین این مسئله مربوط به جواهر بود، ولی در مورد اعراض هم همینطور است، یعنی وقتی که ما اعراض را [به شرط عدم دخالت ممیزات خارجی] در نظر بگیریم به لابشرط میرسیم.
خلاصه اینکه ما وقتی که میخواهیم کلمه یا اسم را بشرطلا تعریف کنیم، به خود ذات اسم یا کلمه کار داریم، نه بهلحاظ تحقق خارجیاش؛ پس اگر شما خود اسم را در مقابل فعل و حرف در نظر بگیرید بشرطلا میشود، ولی اگر همین اسم را نسبت به مصادیق خارجیاش اخذ کنید لابشرط میشود؛ یعنی ما برای تحصیل لابشرط باید اول بشرطلا را بیاوریم، وإلاّ لابشرط بهدست نمیآید.
بله، ما میتوانیم لابشرطی را در اینجا بیاوریم که بشرطلا نباشد، و آن لابشرطی است که اصلاً از ابتدا قید خروج و اخراجی در آن نداریم. البته ممکن است بالنسبة به بعضی چیزهای دیگر، قیودی داشته باشد؛ چون بالأخره هر مقسمی خودش نوعی از انواع است، و هر نوعی با انواع دیگر متفاوت است.
بنابراین شما هر مقسمی را که بخواهید تعریف کنید باید لا جرم بین آن و بین انواع دیگر فرق بگذارید، و این اصل اولی در تعاریف است، یعنی وقتی شما در تعاریف اشیاء ذاتیات یا عوارض آن را میآورید، آن تعریف باید هم مانع و هم جامع باشد. این مانع بودنش جنبۀ بشرطلایی دارد ـ حالا ما کار به جامع بودنش نداریم ـ مثلاً همینکه شما میخواهید بگویید: «کلمه عبارت از آن صوتی است که از دهان خارج میشود و آن صوت دالّ بر معنایی است» شما اشاره را خارج کردهاید، حرکات را خارج کردهاید، فعلی را که شخص انجام میدهد خارج کردهاید؛ همۀ اینها را خارج کردهاید. این بشرطلا بودن نسبت به این قضیه است. اما همین کلمه نسبت به مصادیق خارجی خودش لابشرط است؛ یعنی وقتی که نوع را در اینجا میآوریم، نظر ما به مصادیق خارجی آن قضیه است.
